نسخه نادری از کتاب اول مجموعه آثار ویلیام شکسپیر پس از ده‌ها سال خاک خوردن در یک صندوق بالاخره به نمایش می‌آید.

به گزارش ایسنا به نقل از روزنامه تلگراف، اخیرا ثابت شده که این مجموعه تالیفی با ارزش که 400 سال از عمر آن می‌گذرد، یکی از 49 کتاب اول به جا مانده در انگلیس است که تمامی آثار این شاعر اسطوره‌ای را به جز کمدی‌هایش در بر می‌گیرد.

محلی برای نمایش این اثر ساخته شده تا به صورت دائمی درون محفظه خاصی هر چند هفته یک بار یکی از صفحات آن به نمایش درآید.

کتاب اول شکسپیر که در سال 1623 منتشر شد، در موزه‌ی کراون واقع در اسکیپتون، روستای نورت یورکس، به نمایش در می‌آید.

هزینه‌های این نمایشگاه توسط یک آژانس تامین بودجه‌های فرهنگی به نام «رنسانس یورک شایر» تامین می‌شود.

امی بال، متصدی این موزه گفت: خیلی هیجان‌انگیز است. این اثر احتمالا مهم‌ترین کتابی است که به زبان انگلیسی نوشته شده و ما یک نسخه از آن را داریم. برخی تصور می‌کردند که این اثر، کتاب دوم از مجموعه آثار وی باشد که در آن صورت قطعا ارزش آن کمتر می‌بود.

اما آنتونی وست، شکسپیر‌شناس نیویورکی که فهرستی از کتاب‌های اول موجود در سرتاسر جهان را تهیه کرده، اخیرا در سفری که به اسکیپتون داشت اعلام کرد این مجموعه یک کتاب اول است. وی گفت: «ما بسیار هیجان زده‌ایم. حدودا 750 کتاب اول منتشر شده است که تنها 240 نسخه از آنها در دست است و 49 نسخه آن در انگلیس است. پرسنل ما خیلی از این موضوع خوشحالند، زیرا انتظار می‌رود چنین کتابی در مکان‌هایی مثل «کتابخانه بریتییش» به نمایش درآید، اما حالا ما در اسکیپتون می‌توانیم آن را به نمایش عموم بگذاریم.»

با وجودی‌که پرسنل موزه از ارزش‌گذاری این کتاب امتناع کرده‌اند، این کتاب ارزشمند‌ترین چیزی خواهد بود که این موزه تاکنون از آن نگهداری کرده است و پیش از نمایش این کتاب در ماه مارس سال بعد، تدابیر امنیتی جدیدی باید اتخاذ شود.

کتاب «کمدی‌ها، تاریخ‌ها و تراژدی‌های ویلیام شکسپیر» با عنوان کتاب اول شناخته شده است که توسط همکارانش جان همینگز و هنری کوندل جمع آوری شده و در سال 1623، یعنی هفت سال پس از مرگ این شاعر اسطوره‌ای، انتشار یافت.

این نسخه که برای نمایش به اسکیپتون فرستاده شده یکی از 750 اثری است که طی دو سال چاپ شده بود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...