انتشارات علمی و فرهنگی ترجمه جدیدی از کتاب «الیور تویست» [Oliver twist]، شاهکار چارلز دیکنز، را به قلم سولماز قاسمی روانه کتابفروشی‌ها کرد.

الیور تویست» [Oliver twist]، شاهکار چارلز دیکنز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، این اثر که به صورت خلاصه داستان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته، ترجمه جدیدی است از یکی از شاهکارهای چارلز دیکنز، نویسنده مشهور انگلیسی.

چارلز دیکنز برجسته‌ترین نویسنده عصر ویکتوریا و تأثیرگذارترین نویسنده پس از شکسپیر معرفی می‌کنند. از او آثار درخشانی همچون داستان دو شهر، سرود کریسمس و الیور تویست منتشر شده است. تقابل خیر و شر، سفید و سیاه و آدم‌های آرمانی با جهان ظلمانی از جمله ویژگی‌های مهم در آثار اوست.

«الیور تویست» داستان پسربچه‌ای است که در نوانخانه‌ای در انگلستان زندگی می‌کند. سفر او برای رسیدن به لندن، سرنوشت زندگی‌اش را دستخوش تغییر می‌کند و آدم‌های متفاوتی را در مسیر زندگی او قرار می‌دهد. این داستان پر فراز و نشیب که دومین اثر مشهور دیکنز است، تصویری است گویا از شرایط اجتماعی انگلستان و البته بازتاب‌دهنده خاطرات دوران کودکی نویسنده. دیکنز که خود در نوجوانی به دلیل شرایط خانوادگی خود مجبور به کار در کارخانه شده و از علایق خود چون ادامه تحصیل بازمانده بود، در این کتاب رؤیاهای کودکی را به تصویر می‌کشد که از نظر منتقدان می‌تواند بخشی از رؤیاهای کودکی خود او باشد.

«الیور تویست» تاکنون بارها و بارها در کشورهای مختلف اقتباس و بازآفرینی شده است. اولین اقتباس در قالب فیلمی کوتاه و صامت در سال 1907 روی پرده سینما رفت. بعد از آن نیز این اثر در قالب‌های مختلف از جمله نمایشنامه و فیلم بازآفرینی شد.

در ایران نیز در کنار آثار متعدد هنری، ترجمه‌های مختلفی نیز از این اثر راهی کتابفروشی‌ها شده است. ترحمه سولماز قاسمی تلاشی است برای پیوند نسل نوجوان و جوان با آثار کلاسیک و درخشان جهانی. این اثر را انتشارات علمی و فرهنگی در هزار نسخه و به قیمت 11 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...