جغرافیای اندیشه دینی در صدر اسلام | شرق


کتاب «کلام و جامعه در سده‌های دوم و سوم هجری: تاریخ اندیشه دینی در صدر اسلام» [Theology and Society in the Second and Third Centuries of the Hijra] اثری مرجع در حوزه تاریخ کلام اسلامی و تاریخ اندیشه اسلامی است. یوزف فان اس [Josef van Ess] یکی از برجسته‌ترین محققان کلام اسلامی در دهه‌های اخیر است که متأسفانه تاکنون هیچ‌کدام از آثار اصلی او به فارسی منتشر نشده بود.

کلام و جامعه در سده‌های دوم و سوم هجری: تاریخ اندیشه دینی در صدر اسلام» [Theology and Society in the Second and Third Centuries of the Hijra. Volume 1: A History of Religious Thought in Early Islam (Theologie und Gesellschaft im 2. und 3. Jahrhundert Hidschra: eine Geschichte des religiösen Denkens im frühen Islam)] یوزف فان اس [Josef van Ess]

اگرچه ظاهرا کتاب فان اس درباب عقایدنگاری فرقه‌های اسلامی در سده‌های نخستین است، اما به‌راستی این اثر بسیار فراتر از این مقوله قرار می‌گیرد. چنان‌که خود فان اس می‌گوید در این قرون نخستین هیچ‌کدام از این عقاید خود را به صورت عقاید فرقه‌ای معرفی نمی‌کردند. آنها تصویر خود را از عقیده راستین اسلامی مطرح می‌کردند و در پس این عقاید می‌توان با تصویر تاریخی دین نوظهور آشنا شد. اگر به اهمیت سه قرن نخستین در تاریخ اندیشه اسلامی واقف باشیم - سه قرنی که محققان آن را دوران «تکوین» اندیشه اسلامی می‌خوانند- و از طرفی با دشواری‌های تاریخ‌نگاری در این دوران آشنا باشیم که تقریبا هیچ متن بی‌واسطه‌ای از آن در اختیار نداریم، اهمیت کار فان اس مشخص می‌شود. درواقع فان اس در لابه‌لای متن دقیق و پرجزئیات خود نشان می‌دهد که دین نوپدید چگونه تدریجا به آگاهی از خود به‌عنوان دین جدید رسید و ارکان و اصول عقاید آن چگونه شکل گرفتند و قرن به قرن چه تحولاتی را پشت سر گذاشتند. فان اس در خلال این کوشش به ما چگونگی نگاه تاریخی به عقاید را نیز می‌آموزد، اینکه چگونه می‌توان در جزمیات متأخر جدال‌ها و پرسش‌ها و تردیدها و آرای نامتعین متقدم را بازشناخت و چه نکات و عباراتی می‌توانند سر نخ کشف مجادله‌ای کهن‌تر باشند.

اما هنوز نتوانسته‌ایم بخشی اساسی از کار فان اس را توصیف کنیم که در عنوان کتاب آمده است: «کلام و جامعه». فان اس با توجه عمیق به بستر اجتماعی تشکیل عقاید سعی کرده ویژگی‌های زمانی- مکانی عقاید نوپدید را مشخص کند. او در سرتاسر کتاب توجهی اساسی به نواحی جغرافیایی، شهرها و مناطقی که در آن عقاید گوناگون گسترش داشته‌اند، نشان داده است. ساختار عقایدنگاری در این کتاب اولا بر پایه مناطق جغرافیایی گوناگون گذاشته شده است. اگرچه در نهایت تحلیلی کلی و عمومی از آنها نیز آمده است. صرف نظر از نگاه تاریخی فان اس، این توجه جدی به دیالکتیک جامعه و عقاید مهم‌ترین وجه تمایز کتاب فان اس با عقایدنگاری‌های مرسوم است. اگر به جای معرفی کلی عقاید شیعی بر اساس اشخاص یا توالی تاریخی به شهرها و مناطق مهمی که این نوع عقاید در آنها گسترش و با دیگر عقاید تعامل داشته‌اند نظر کنیم و عقاید را بنا بر مناطق گوناگون همچون شام و عراق (کوفه و بصره و...) و... در دوره‌های زمانی متفاوت جست‌وجو و تنظیم کنیم، به شکلی طبیعی از رابطه دیالکتیکی جامعه و عقیده پرده برداشته‌ایم. فان اس تلاش عظیم و شایان تقدیری برای جمع‌آوری و بازیابی این عقاید کرده است. البته تلاشی که به سبب نبود شواهد متنی مستقیم نیاز به تفسیر، قضاوت و نظریه‌پردازی داشته است. تفسیر و قضاوتی که نه‌تنها بر پایه متون تاریخی بلکه با مدد از شواهد باستان‌شناختی و زبان‌شناختی و نظریه‌های مطرح در حوزه تاریخ ادیان و جامعه‌شناسی دین شکل گرفته است. کار فان اس از این حیث نمونه‌ای درخشان از چگونگی ارتباط برقرار کردن میان داده‌ها و نظریه نیز هست.

چه با تفاسیر و نظریه‌های فان اس موافق باشیم چه نباشیم، یا آن را جامع همه داده‌های موجود بدانیم یا نه، این اثر نقشه راهی است برای هر کار اساسی در تدوین و تفسیر اندیشه دینی در قرون نخستین اسلامی. باید به‌دقت جغرافیای عقایدنگاری فان اس در این کتاب را محل نظر قرار داد و در جزئیات شیوه تاریخی عقایدنگاری وی دقیق شد تا بتوان قدم‌هایی تازه در این حوزه برداشت. باید قدردان مترجمان و ویراستار دانشمند کتاب نیز بود که چنین اثر دشواری را با ظرافت و درایت به فارسی برگردانده‌اند. رجوع دقیق به متون اصلی و توجه به ظرایف مباحث نظری کتاب و ادغام اصلاحات بعدی نویسنده در متن هر مجلد و در جای صحیح خود ترجمه‌ای قابل استناد از این کتاب فراهم آورده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...