با انتشار یک کتاب درباره حق امتیاز آثار آنتوان سنت اگزوپری، بحث پایان‌ناپذیر خانواده این نویسنده مورد بررسی قرار می‌گیرد.

به گزارش ایبنا به نقل از فیگارو، هفته آینده کتابی منتشر خواهد شد که انتشارات «استوک» در خلال آن به بررسی بحث پایان‌ناپذیر خانواده اگزوپری درباره حق امتیاز آثار نویسنده «شازده کوچولو» می‌پردازد.
 
در این کتاب «ژان کلود پریه» به بررسی این اختلاف‌ها پرداخته و سعی دارد روشن کند که پس از درگذشت اگزوپری در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم، خانواده او چه مسیری را در پیش گرفتند.

از آن‌جا که اگزوپری در جریان یک پرواز شناسایی در جریان جنگ جهان دوم ناپدید شد، نبودن وصیتنامه‌ای از او موجب شد تا کشمکش‌های حقوقی سال‌ها در خانواده او ادامه داشته باشد.
نویسنده در این کتاب با بررسی این کشمکش‌ها ادعا می‌کند که همسر او با استفاده از روش‌های غیرقانونی سعی کرد تا امتیاز بیشتری به نفع خود به دست بیاورد و مادر اگزوپری نیز در برابر تلاش کرد تا با حفظ حیثیت خانوادگی از این مسیر عقب نماند.
 
در این کتاب درباره امتیاز ساخت فیلمی برمبنای کتاب مشهور «شازده کوچولو» نیز صحبت شده و بررسی شده که کمپانی آمریکایی «پارامونت» چکونه توانست مالک این امتیاز شود. از آنجا که بیش از 60 سال از خرید این امتیاز می‌گذرد و همسر اگزوپری با در دست داشتن نامه‌های جعلی این امتیاز را به پارامونت واگذار کرده بود، نویسنده کتاب ادعا کرده که بازماندگان اگزوپری درصددند تا با مذاکرات جدید با پارامونت اختلافات دیرینه را حل کنند.

کتاب پرآوازه شازده کوچولو  که سال 1943 نوشته شده، تاکنون به 180 زبان دنیا ترجمه و بیش از 130 میلیون نسخه از آن فروخته شده است.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...