محمدحسین ماتک، تصویرگر کتاب‌های کودک و نوجوان، برنده فصل سوم جایزه بین‌المللی «نویسندگان و تصویرگران آمریکا» و نامزد مرحله نهایی این جایزه شد.

محمدحسین ماتک در گفت‌وگو با ایبنا، درباره نامزدی در جایزه بین‌المللی «نویسندگان و تصویرگران امریکا» توضیح داد: این جایزه یکی از مهم‌ترین جایزه‌هایی است که در حوزه نویسندگی و تصویرگری در آمریکا برگزار می‌شود و شیوه برگزاری و اهمیت آن در آمریکا مانند جایزه اسکار است و در لس‌انجلس برگزار می‌شود.
 
وی با بیان اینکه این جایزه هرساله در دو مرحله فصلی و نهایی (سالیانه) برگزار می‌شود، افزود: هر ساله تصویرگران و  نویسندگان آثار خود را برای شرکت در این جایزه ارسال می‌کنند و از بین آن‌ها هر فصل یک نویسنده و یک تصویرگر به عنوان برگزیده جایزه فصلی «نویسندگان و تصویرگران امریکا» انتخاب شده و 500 دلار دریافت می‌کند. سپس برنده‌های هرفصل که شامل 4 نویسنده و 4 تصویرگر هستند به مرحله نهایی این جایزه که در ماه آوریل در امریکا برگزار می‌شود راه می‌یابند. در این مرحله هر تصویرگر منتخب باید داستان یکی از نویسندگان منتخب را تصویرگری کند و از بین آن‌ها برنده نهایی این جایزه پنج‌هزار دلاری مشخص می‌شود.
 
ماچوچه و کلاغ محمد حسین ماتک
این تصویرگر در ادامه بیان کرد: من تابستان امسال تصاویر مربوط به کتاب «ماچوچه و کلاغ» را برای شرکت در این جایزه ارسال کردم که به عنوان برگزیده فصل سوم جایزه بین‌المللی «نویسندگان و تصویرگران امریکا» و نامزد جایزه نهایی «نویسندگان و تصویرگران امریکا» انتخاب شد.

ماتک درباره کتاب «ماچوچه و کلاغ» توضیح داد: این کتاب بازنویسی افسانه‌های کهن و فولکلور خراسان است که از سوی افسانه شعبان‌نژاد بازنویسی شده و قرار است به‌زودی از سوی انتشارات طوطی (بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) منتشر شود.

ماچوچه و کلاغ محمد حسین ماتک 
وی در ادامه بیان کرد: تصاویر این کتاب دارای 15 فرم است و تصویرگری آن حدود چهار ماه طول کشید. سعی کردم با استفاده از نمادها و المان‌های ایرانی تصویرهایی خلق کنم که هم بومی و ایرانی باشد و هم بین‌المللی و فکر می‌کنم چون فرهنگی ملی و بومی در این تصویرها حفظ شده برای داوران قابل توجه بوده است.

ماتک گفت: البته تصاویر این کتاب پیش از این نیز به عنوان نامزد جایزه لیتل هاکا چین در سال 2019 ، منتخب کاتالوگ جایزه تصویرگری قلم طلایی بلگراد 2019 و فستیوال ادبیات کودک و نوجوان سنگاپور هم انتخاب شده است.
 
محمد حسین ماتک
از دیگر افتخارات محمدحسین ماتک، تصویرگر کتاب‌های کودک و نوجوان، می‌توان به برگزیده و راهیافته به کاتالوگ دوسالانه تصویرگری زاگرب 2018، برنده فستیوال دوسالانه تصویرگری اکراین 2018، برگزیده کاتالوگ جایزه تصویرگری Cheltenham 2019 انگلستان، تصویرگر منتخب و نماینده ایران برای شرکت در کارگاه براتیسلاوا 2019، نفر اول فصل سوم گالای تصویرگری آمریکا 2019، نامزد جایزه نهایی گالای نویسندگان و تصویرگران آمریکا، فینالیست جایزه تصویرگری کتاب little hakka 2019چین، منتخب کاتالوگ جایزه تصویرگری چلتنهام انگلستان 2019، برگزیده فستیوال بین المللی کارتون افدستا/ جهان بدون مرز 1392، اثر فینالیست جشنواره توریسم کارتون ترکیه 1392 و برگزیده در 10 اثر برتر فستیوال تصویرگری سنگاپور AFCC BIG 2016 اشاره کرد. همچنین کتاب «تق تق تق...» اثر هدی حدادی با تصویرگری محمدحسین ماتک به عنوان نامزد مرحله نهایی سی‌وهفتمین دوره جایزه کتاب سال انتخاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...