نخستین دوره انتخاب خا (جایزه شهید حاج حسین همدانی) با اعلام برگزیدگان، به کار خود پایان داد.

به گزارش مهر، بر اساس نظر هیئت داوران در شاخه «پژوهش» تندیس، دیپلم افتخار و جایزه نقدی به کتابهای «داعش زیرساخت های معرفتی و ساختار»، «داعش معماری جذاب» و کتاب «داعش نوستالژی خلافت» اعطا شد.

همچنین تندیس، لوح تقدیرو جایزه نقدی در بخش ترجمه پژوهش به کتاب «دولت اسلامی دیجیتالی» و کتاب «رستاخیز داعش» تعلق گرفت.
علاوه بر این، کتاب «منتصر» به خاطر تالیف شدن به زبان عربی تندیس، دیپلم افتخار و جایزه نقدی دریافت کرد.
در شاخه شعر، تندیس، لوح تقدیر و جایزه نقدی به کتابهای «ما را مدافعان حرم آفریده‌اند»، «حبیب حرم» و کتاب «سلام سردار» اعطا شد.
داوران در بخش داستان و مستند داستانی تندیس، لوح تقدیر و جایزه نقدی رابه کتاب «خانه ای با عطر ریحان» و کتاب «پسران دوزخ، فرزندان قابیل» اهدا کردند و به رمان «ابدی»، تندیس، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تعلق گرفت.

در بخش خاطره نیز تندیس، لوح تقدیر و جایزه نقدی به کتابهای «قرار بی قرار» و «شام برفی» رسید و تندیس، دیپلم افتخار و جایزه نقدی نصیب کتاب «ام الرصاص تا خان طومان» شد.

ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...
پدر و پسر با انگلیسی‌ها دست در یك كاسه داشته‌اند!... مجبورند چاقوی كندی را كه می‌خواهند با آن سر میرزا را ببرند، تیز كنند... یا یكی مثل صادق‌ ریش كه ادعای مبارزه دارد چگونه در دود و دم و آب‌شنگولی غرق است؟ ... شاید پروین دوستم ندارد و تمام آن سه ‌سال خودم را گول زدم و با خیالش خوش بودم... پیرمرد نگران پسر چریك است، اما پسر به این نگرانی وقعی نمی‌گذارد و راه خودش را می‌رود. ...
همه چیز به جز تخت و میز تحریرم باید می‌رفت. اولین بار که دوستی برای ملاقاتم آمد و دید چیزی جز یک میز بزرگ و تختی کوچک در خانه نیست، به شوخی گفت: چرا برای اتاق خوابت متصدی پذیرش گذاشتی؟ ... تصمیم گرفتم این کتاب جدید را پشت دستم، روی دستمال توالت یا دستمال سفره بنویسم... قبل از آن‌که خانه را به مبلغ ۹۰ هزار دلار بفروشم، سه رمان دیگر پشت آن میز نوشتم ...