کتابخانه دانشگاه ییل در آمریکا دارای گنجینه‌ای از کتاب‌های نایاب و کمیاب از قرون گذشته است که به صورت محدود در اختیار دانشجویان این دانشگاه قرار می‌گیرد.

کتابخانه دانشگاه ییل

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، لیت‌هاب نوشت اولین بار خبر سیستم عجیب و غریب نگهداری کتاب در کتابخانه دانشگاه ییل آمریکا توسط «دیوید مک» معاون مجله خبری بازفید در شبکه اجتماعی توئیتر در رسانه‌های اجتماعی این کشور جنجال آفرید و بعد با توضیح مسئولان این کتابخانه اطلاعات بیشتری درباره این سیستم به اطلاع عموم رسانده شد.

دیویدمک در پستی در شبکه توئیتر از وجود سیستمی جالب و شاید عجیب در کتابخانه مرکزی دانشگاه ییل برای نگهداری از کتاب‌های کمیاب و نایاب خبر داده بود که مجهز به گازی مخصوص است که در صورت بروز نشانه‌های حریق این گاز در فضا منتشر شده و آتش را خاموش می‌کند ولی در عین حال تمام افراد داخل کتابخانه را می‌کشد.

این پست توئیتری در تاریخ ۱۳ نوامبر سال ۲۰۱۸ منتشر شد و جنجال‌های زیادی ایجاد کرد و حالا ظاهراً مسئولان کتابخانه دانشگاه ییل جزئیات سیستم نگهداری کتاب‌ها را اعلام کردند.

مک نوشته بود که گاز استفاده شده در سیستم‌های اطفای حریق برای نگهداری از کتاب‌ها جان انسان‌ها را قربانی می‌کند ولی مسئولان کتابخانه این مسئله را رد کردند و مجبور شدند جزئیاتی از این سیستم اطلاع‌رسانی کنند. به گفته مسئولان این کتابخانه گاز منتشر شده به هیچ وجه برای انسان‌ها خطری نداشته و تنها تنفس را محدود می‌کند.

بر اساس اخبار و اطلاعات منتشر شده کتابخانه ییل دارای گنجینه‌ای از کتاب‌های نایاب و کمیاب از قرون گذشته است که به صورت محدود در اختیار دانشجویان این دانشگاه قرار می‌گیرد. نظریه کتابخانه قاتل که در شبکه‌های اجتماعی علیه دانشگاه ییل رواج پیدا کرده بود از سوی مسئولان این دانشگاه تکذیب شده است.

«استفن جونز» مدیر خدمات کتابخانه‌ای دانشگاه ییل در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته است که گاز موجود در سیستم اطفای حریق کتابخانه مرکزی ترکیبی از گازهای هلیم و اینرگن است که در صورت بروز حادثه آتش‌سوزی در ترکیب با اکسیژن هوا مانع گسترش آتش می‌شود.

به گفته این مقام مسئول در کتابخانه مرکزی دانشگاه گاز موجود در سیستم اطفای حریق کتابخانه طوری طراحی شده است که در مواقع بروز حادثه تنها در میان قفسه‌های کتابخانه جریان یافته و در ضمن ثابت شده است که هیچ آسیبی به انسان هم نمی‌زند. این گاز تنها سطح اکسیژن محیط را کاهش داده و مانع گسترش آتش می‌شود.

جونز افزود: گاز مذکور تنها به صورت محدود سطح اکسیژن محیط را کاهش داده و مقدار اکسیژن باقی مانده در محیط برای تنفس افراد کافی است.

................ هر روز با کتاب ...............

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...