وب‌سایت پروژه گوتنبرگ قدیمی‌ترین کتابخانه دیجیتال جهان در کشور ایتالیا به خاطر مسائل حفظ کپی‌رایت یا همان حقوق مولفین و نویسندگان، محکوم شد.

کتابخانه دیجیتال گوتنبرگ متهم به سرقت شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، دادگاهی در شهر رم ضمن صدور رای خود این سایت را دزد ادبی معرفی کرده است.

این درحالی است که بسیاری از کارشناسان تکنولوژی در واکنش به این اقدام می‌گویند: پروژه گوتنبرگ در حقیقت تلاش برای دیجیتالی کردن آثار ادبی فرهنگی و تشویق تولید و توزیع کتاب‌های دیجیتالی است.

این پروژه در سال ۱۹۷۱ به وسیله مایکل اس.هارت تاسیس شد و قدیمی‌ترین کتابخانهٔ دیجیتال در جهان محسوب می‌شود. در وب‌سایت پروژه گوتنبرگ گنجینهٔ منحصر به فردی از کتاب‌های الکترونیک به صورت رایگان در اختیار عموم مردم قرار داده شده است. طبق آخرین آمارهای این سایت حدود 62هزار عنوان کتاب الکترونیک در این سایت وجود دارد.

سیاست کلی مسئولان این پروژه دیجیتالی کردن کتاب‌هایی است که در سایت‌های عمومی عرضه می‌شود و به عبارتی متعلق به شخص حقیقی یا حقوقی نیست. در بین سایت‌های مسدود شده دادگاه ایتالیایی 28 سایت کتابخانه‌ای نیز دیده می‌شود.

................ هر روز با کتاب ..............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...