وب‌سایت پروژه گوتنبرگ قدیمی‌ترین کتابخانه دیجیتال جهان در کشور ایتالیا به خاطر مسائل حفظ کپی‌رایت یا همان حقوق مولفین و نویسندگان، محکوم شد.

کتابخانه دیجیتال گوتنبرگ متهم به سرقت شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، دادگاهی در شهر رم ضمن صدور رای خود این سایت را دزد ادبی معرفی کرده است.

این درحالی است که بسیاری از کارشناسان تکنولوژی در واکنش به این اقدام می‌گویند: پروژه گوتنبرگ در حقیقت تلاش برای دیجیتالی کردن آثار ادبی فرهنگی و تشویق تولید و توزیع کتاب‌های دیجیتالی است.

این پروژه در سال ۱۹۷۱ به وسیله مایکل اس.هارت تاسیس شد و قدیمی‌ترین کتابخانهٔ دیجیتال در جهان محسوب می‌شود. در وب‌سایت پروژه گوتنبرگ گنجینهٔ منحصر به فردی از کتاب‌های الکترونیک به صورت رایگان در اختیار عموم مردم قرار داده شده است. طبق آخرین آمارهای این سایت حدود 62هزار عنوان کتاب الکترونیک در این سایت وجود دارد.

سیاست کلی مسئولان این پروژه دیجیتالی کردن کتاب‌هایی است که در سایت‌های عمومی عرضه می‌شود و به عبارتی متعلق به شخص حقیقی یا حقوقی نیست. در بین سایت‌های مسدود شده دادگاه ایتالیایی 28 سایت کتابخانه‌ای نیز دیده می‌شود.

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...