سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای حمایت از کتابخانه‌های مناطق محروم به جمع‌آوری کتاب‌های مازاد مردم در سراسر کشور و ارسال آن‌ها به مناطق کم‌برخوردار اقدام کرده است.

به گزارش  ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ایجاد شور کتاب‌خوانی در مناطق محروم کشور یکی از اهداف اداره کل فراهم‌آوری کتابخانه ملی است که در تازه‌ترین اقدام خود قصد دارد کتاب‌های بدون استفاده مردم را جمع‌آوری و به کتابخانه‌های مناطق محروم ارسال کند.  سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  برای این امر  از همگان برای اهدای کتاب‌های بدون استفاده و مازاد خود در جهت غنای کتابخانه‌های مناطق محروم دعوت کرده است.

در این اطلاعیه از کلیه فرهیختگانی که کتاب را ضامن حفظ میراث فرهنگی و توسعه دانش بشری می‌دانند دعوت شده تا در جهت نیل به این هدف والا با اداره کل فراهم‌آوری - گروه مبادله و اهدای کتابخانه ملی همکاری کنند.

بنابراین علاقه‌مندان به اهدای کتاب می‌توانند یا با شماره تلفن‌های ۸۱۶۲۳۲۴۰ و ۸۱۶۲۳۱۵۴  تماس بگیرند و یا کتاب‌های خود را به آدرس تهران، بزرگراه حقانی، بلوار کتابخانه ملی، اداره کل فراهم‌آوری - گروه مبادله و اهدا ارسال کنند.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...