سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای حمایت از کتابخانه‌های مناطق محروم به جمع‌آوری کتاب‌های مازاد مردم در سراسر کشور و ارسال آن‌ها به مناطق کم‌برخوردار اقدام کرده است.

به گزارش  ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ایجاد شور کتاب‌خوانی در مناطق محروم کشور یکی از اهداف اداره کل فراهم‌آوری کتابخانه ملی است که در تازه‌ترین اقدام خود قصد دارد کتاب‌های بدون استفاده مردم را جمع‌آوری و به کتابخانه‌های مناطق محروم ارسال کند.  سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  برای این امر  از همگان برای اهدای کتاب‌های بدون استفاده و مازاد خود در جهت غنای کتابخانه‌های مناطق محروم دعوت کرده است.

در این اطلاعیه از کلیه فرهیختگانی که کتاب را ضامن حفظ میراث فرهنگی و توسعه دانش بشری می‌دانند دعوت شده تا در جهت نیل به این هدف والا با اداره کل فراهم‌آوری - گروه مبادله و اهدای کتابخانه ملی همکاری کنند.

بنابراین علاقه‌مندان به اهدای کتاب می‌توانند یا با شماره تلفن‌های ۸۱۶۲۳۲۴۰ و ۸۱۶۲۳۱۵۴  تماس بگیرند و یا کتاب‌های خود را به آدرس تهران، بزرگراه حقانی، بلوار کتابخانه ملی، اداره کل فراهم‌آوری - گروه مبادله و اهدا ارسال کنند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...