سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای حمایت از کتابخانه‌های مناطق محروم به جمع‌آوری کتاب‌های مازاد مردم در سراسر کشور و ارسال آن‌ها به مناطق کم‌برخوردار اقدام کرده است.

به گزارش  ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ایجاد شور کتاب‌خوانی در مناطق محروم کشور یکی از اهداف اداره کل فراهم‌آوری کتابخانه ملی است که در تازه‌ترین اقدام خود قصد دارد کتاب‌های بدون استفاده مردم را جمع‌آوری و به کتابخانه‌های مناطق محروم ارسال کند.  سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  برای این امر  از همگان برای اهدای کتاب‌های بدون استفاده و مازاد خود در جهت غنای کتابخانه‌های مناطق محروم دعوت کرده است.

در این اطلاعیه از کلیه فرهیختگانی که کتاب را ضامن حفظ میراث فرهنگی و توسعه دانش بشری می‌دانند دعوت شده تا در جهت نیل به این هدف والا با اداره کل فراهم‌آوری - گروه مبادله و اهدای کتابخانه ملی همکاری کنند.

بنابراین علاقه‌مندان به اهدای کتاب می‌توانند یا با شماره تلفن‌های ۸۱۶۲۳۲۴۰ و ۸۱۶۲۳۱۵۴  تماس بگیرند و یا کتاب‌های خود را به آدرس تهران، بزرگراه حقانی، بلوار کتابخانه ملی، اداره کل فراهم‌آوری - گروه مبادله و اهدا ارسال کنند.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...