جمعی از متخصصان علم اطلاعات و کتابداری کشور با انتشار نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با ابزار نگرانی از شکایت نهاد کتابخانه‌های عمومی از برخی کتابداران از اسماعیلی خواستند که به عنوان رئیس هیئت امنای نهاد کتابخانه‌های عمومی به این موضوع ورود پیدا کند.

نهاد کتابخانه‌های عمومی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از نسیم‌آنلاین؛ متن این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر اسماعیلی
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
با سلام و تحیت

کتابخانه‌های عمومی از عناصر مؤثر در رشد فرهنگ و ارتقای آموزش عمومی به شمار می‌آیند. این کتابخانه‌ها با فراهم‌کردن منابع خواندنی برای عموم مردم نقشی بی‌بدیل در پرکردن اوقات فراغت، خودآموزی، پشتیبانی از سوادآموزی، آشنایی با میراث ادبی کلاسیک، لذت از ادبیات، و خودشکوفایی ملت‌ها ایفا می‌کنند. نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور که وظیفۀ ادارۀ کتابخانه‌های عمومی را برعهده دارد، به گفتۀ رهبر معظم انقلاب «نهادی صددرصد فرهنگی» است و به همین دلیل عالی‌ترین مقام مسئول در این حوزه، شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در جایگاه ریاست هیأت امنای این نهاد ایفای نقش می‌کند و در قبال عملکرد آن مسئول است.

کتابخانه‌های عمومی بر چند رکن استوارند که از مهم‌ترین‌شان نیروی انسانی آنها، یعنی کتابداران است. با وجود این، کتابداران شاغل در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در سال‌های گذشته با مشکلات شغلی و حرفه‌ای دست به گریبان بوده‌اند. در این میان دو مشکل بیش از همه خودنمایی کرده است: مشکلات معیشتی و نداشتن امنیت شغلی مناسب. با توجه به نرخ فزایندۀ تورم در کشور، کتابداران به‌صورت مزمن از مشکلات معیشتی رنج می‌برند و حقوق و دستمزد ناچیز آنها کفاف تأمین مخارج زندگی را به‌ویژه در شهرهای بزرگ نمی‌دهد. از سوی دیگر، چنانچه به مطالبات معیشتی بپردازند به راحتی توسط مدیریت نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور مورد پیگرد، محاکمه، و اخراج قرار می‌گیرند.

مع‌الاسف در سال‌های اخیر نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور از طریق واحد حقوقی خود اقدام به شکایت از برخی از کتابداران در قوۀ قضائیه کرده است. گناه این کتابداران این بوده که به صورت مسالمت‌آمیز در فضای مجازی خواهان افزایش حقوق و دستمزدشان بوده‌اند. بعضی دیگر از کتابداران هم به واسطۀ این امر از کار در کتابخانه‌های عمومی اخراج شده‌اند. واضح است که حاکم شدن چنین فضای امنیتی‌ای در یک «نهاد صددرصد فرهنگی» قابل قبول نیست.

با توجه به این‌که اکنون حضرتعالی رئیس هیأت امنای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور هستید و پروندۀ قضائی علیه تعدادی از کتابداران همچنان گشوده است و آنها هم‌اکنون در حال محاکمه در دادگاه هستند، خواهشمند است به مسئولان زیرمجموعۀ خود در نهاد کتابخانه‌های عمومی دستور فرمایید که پیگرد قضائی این کتابداران را متوقف سازند. تأکید بر این نکته ضروری است که گرچه مبادرت به شکایت قضائی از این کتابداران در دورۀ مسئولیت شما نبوده است، اما اگر اکنون که حضرتعالی سکان ریاست هیأت امنای نهاد کتابخانه‌های عمومی را در دست دارید اقدامی برای توقف پیگرد قضائی آنها صورت نگیرد، به معنای مشارکت در این پیگردهای قضائی خواهد بود.

توفیق شما را در انجام وظایف و مسئولیت‌ها از خداوند منان خواستاریم.

جمعی از متخصصان علم اطلاعات و کتابداری کشور

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...