در گزارش سی‌ان‌ان خود خبرنگار آمریکایی نیز طوری صحبت می‌کرد که این کتابخانه کاملاً موقتی است ولی هنوز بعد از سه سال رفتگران به کتاب‌های خود اضافه می‌کنند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، به نقل از سیاست دیلی، رفتگران شهرداری شهر آنکارا کتاب‌هایی که در زباله‌ها پیدا می‌کند جدا کرده و از آنها کتابخانه‌ای بزرگ ساخته است شده که پیش از این شبکه سی‌ان‌ان گزارشی مفصل از این کتابخانه در پایتخت کشور ترکیه منتشر کرده بود. در گزارش سی‌ان‌ان خود خبرنگار آمریکایی نیز طوری صحبت می‌کرد که این کتابخانه کاملاً موقتی است ولی سه سال از شروع این کتابخانه گذشته و هر روز کتاب‌های آن افزوده می‌شود.

حالا دیگر کارگران شهرداری آنکارا به کمک بیتمور 23 ساله آمده‌‌اند و آنها نیز کتاب‌های دور ریخته شده را به مکان فعلی کتابخانه واقع در یک کارخانه سابق آجرپزی می‌آورند.

کتابخانه‌ای که رفتگران از کتاب‌های دورریخته شده درست کردند

این کارگران شهرداری در منطقه چانکایا واقع ماه‌ها وقت صرف جمع‌آوری کتاب‌های دور انداخته شده از میان زباله‌های شهر کردند و با استفاده از آنها کتابخانه خود را به 25هزار نسخه کتاب رسانده‌اند و حالا حتی به سازمان‌های دولتی نیز کتاب قرض می‌دهند.

ساختمان کتابخانه یک کارخانه آجرسازی قدیمی در نزدیکی اداره‌ بهداشت است. به گفته‌ کارگران معلمان مدارس روستایی از سراسر ترکیه متقاضی این کتاب‌ها برای دانش‌آموزان هستند. این کتابخانه در سپتامبر سال ۲۰۱۷ میلادی به روی عموم باز شد و افراد شروع به اهدای کتاب به این کتابخانه کردند و مهم‌ترین کتاب‌های موجود در این کتابخانه کتاب‌های ادبیاتی و علمی است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...