مجموعه داستان دوره سوم جایزه «ارغوان» با موضوع «آخرین بار» از سوی نشر مرکز منتشر شد.

جایزه ارغوان آخرین بار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در این مجموعه، داستان‌های برگزیدگان سومین دوره جایزه «ارغوان» که همگی زیر 30 سال بوده‌اند، منتشر و توزیع شده است.

این مجموعه با مقدمه‌ای از لیلی گلستان (عضو هیات داوران این جایزه ادبی) و با گردآوری اوژن حقیقی، دبیر این جایزه به چاپ رسیده و دربردارنده 10 داستان‌ کوتاه است. برگزیدگان دوره سوم جایزه «ارغوان» که داستان‌های آنها در این مجموعه به چاپ رسیده، بر اساس رتبه کسب شده به شرح زیر هستند:

منوچهر زارع‌پور، مرضیه بازیار، احسان منصف خوش حساب، زینب ذوالفقاری، مانا خسروشاهی، محمد صادق افشاری، ندا جبرئیلی، مهدی وحید دستجردی، محمد فینی‌زاد بیدگلی، هدی اربابون.
جایزه «ارغوان» توسط انتشارات «هفت رنگ»، از سال ۱۳۹۷ با هدف کشف استعدادهای جوان، ترویج داستان‌نویسی و فرهنگ کتاب‌خوانی، برای داستان‌های کوتاه منتشر نشده، برگزار می‌شود.

چندی پیش فراخوان دوره چهارم جایزه ارغوان منتشر شد و علاقه‌مندان برای شرکت در این جایزه ادبی می‌توانند با مراجعه به وبسایت این جایزه اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...