مجموعه داستان دوره سوم جایزه «ارغوان» با موضوع «آخرین بار» از سوی نشر مرکز منتشر شد.

جایزه ارغوان آخرین بار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در این مجموعه، داستان‌های برگزیدگان سومین دوره جایزه «ارغوان» که همگی زیر 30 سال بوده‌اند، منتشر و توزیع شده است.

این مجموعه با مقدمه‌ای از لیلی گلستان (عضو هیات داوران این جایزه ادبی) و با گردآوری اوژن حقیقی، دبیر این جایزه به چاپ رسیده و دربردارنده 10 داستان‌ کوتاه است. برگزیدگان دوره سوم جایزه «ارغوان» که داستان‌های آنها در این مجموعه به چاپ رسیده، بر اساس رتبه کسب شده به شرح زیر هستند:

منوچهر زارع‌پور، مرضیه بازیار، احسان منصف خوش حساب، زینب ذوالفقاری، مانا خسروشاهی، محمد صادق افشاری، ندا جبرئیلی، مهدی وحید دستجردی، محمد فینی‌زاد بیدگلی، هدی اربابون.
جایزه «ارغوان» توسط انتشارات «هفت رنگ»، از سال ۱۳۹۷ با هدف کشف استعدادهای جوان، ترویج داستان‌نویسی و فرهنگ کتاب‌خوانی، برای داستان‌های کوتاه منتشر نشده، برگزار می‌شود.

چندی پیش فراخوان دوره چهارم جایزه ارغوان منتشر شد و علاقه‌مندان برای شرکت در این جایزه ادبی می‌توانند با مراجعه به وبسایت این جایزه اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...