کتاب «هر برند یک قصه است» نوشته دانلد میلر [Donald Miller] با ترجمه رسول بابایی توسط نشر اطراف منتشر شد.

«هر برند یک قصه است دانلد میلر [Donald Miller] رسول بابایی نشر اطراف Building a storybrand : clarify your message so customers will listen
به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی این کتاب[Building a storybrand : clarify your message so customers will listen] در سال 2017 منتشر شده است.

«هر برند یک قصه است» کتاب دوم از مجموعه‌ی کسب‌وکار نشر اطراف است و مراحل هفتگانه‌ی قصه‌گویی مؤثر را برای معرفی و موفقیت یک محصول یا یک خدمت را به زبانی ساده توضیح می‌دهد. این کتاب گزارشی رسمی و خشک از آخرین یافته‌های علمی در حوزه‌ی بازار‌یابی نیست و راهکاری ساده، اصولی و آسان‌یاب برای ساخت قصه‌ی برند پیش پای خواننده می‌گذارد.

رسول بابایی متولد 1353 است و پیش از این ترجمه کتابهای «‫استراتژی‌های برندسازی سیاسی» نوشته لورن دانر‏‫، «بازی بازاریابی سیاسی» به قلم جنیفر لیزو و «استراتژیهای بازاریابی برای پیروزی در انتخابات» به قلم لیزا اسپیلر و جف برگنر؛ را در کارنامه خود دارد.

برشی از کتاب:
«رشد اپل از زمانی شروع شد که استیو جابز تصفیه‌ی پیام خود از دریچه‌ی قصه را شروع کرد. این دگرگونی شیوه‌ی تفکر پس از شروع همکاری او با (و تا حدی ساختن) شرکت قصه‌گوی پیکسار اتفاق افتاد. وقتی از دل آن قصه‌گوهای حرفه‌ای به اپل بازگشت، دریافت که قصه همه چیز است.
به دگرگونی فوق‌العاده‌ای که بعد از پیکسار در زندگی و کار استیو رخ داد فکر کنید. سال ۱۹۸۳، اپل رایانه‌ی لیسا را به بازار عرضه کرد. این آخرین پروژه‌ی جابز پیش از همکاری با پیسکار بود. او لیسا را با تبلیغی نه صفحه‌ای شامل تشریح ویژگی‌های رایانه در نیویورک‌تایمز عرضه کرد. نه صفحه پر از حرف‌های تخصصی و کسل‌کننده که غیر از اعضای ناسا، کسی به آن‌ها علاقه‌مند نبود. لیسا به فنا رفت.
وقتی جابز بعد از مدیریت پیکسار به اپل برگشت، اپل به شرکتی مشتری‌محور و متقاعدکننده و با پیام‌هایی روشن تبدیل شد. اولین کارزار تبلیغاتیِ بعدی‌اش از نُه صفحه توضیح در نیویورک‌تایمز به فقط دو کلمه بر روی تابلوهای تبلیغاتی بزرگ در سراسر آمریکا رسید: متفاوت بیندیشید.»

«هر برند یک قصه است» در 200 صفحه با قیمت 38هزار تومان و توسط نشر اطراف منتشر شده است.

هم اکنون این کتاب را از سایت اطراف بخرید

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...