مجموعه داستان «کمی مردانه، بیشترش زنانه» شامل چند داستان کوتاه با محوریت زنان از جمله آثار جدید علی موذنی است که بعد از سال‌ها به زودی منتشر می‌شود.

به گزارش خبرآنلاین، «کمی مردانه، بیشترش زنانه» عنوان مجموعه داستانی است که علی موذنی این روزها سرگرم نگارش آن است. این مجموعه شامل 5 تا 6 داستان کوتاه با محوریت زنان است که «تختخواب عریض»، «ویدئو»، «دریا و عسل» و «عروس» عنوان برخی از داستان‌های کوتاه این مجموعه هستند.

علی موذنی درباره این اثر به «خبرآنلاین» گفت: «داستان‌های این مجموعه در گذشته به دلایل مختلف چاپ نشده بود و یکی از دلایل آن این بود که می‌خواستم مجموعه داستانی با محوریت زنان داشته باشم.»

وی افزود: «این مجموعه داستان یک نقد اجتماعی است و برخی از داستان‌های آن برای دهه 60 و یک داستان متعلق به سال 85 است.

نویسنده رمان «مامور» در خصوص رمان «آپارتمان» یکی دیگر از آثاری که در دست نگارش دارد، نیز اینگونه توضیح داد: «داستان این اثر درباره کارمندی است که خودش را به آب و آتش می‌زند تا یک آپارتمان بخرد و این مسئله روی همه ارکان زندگیش تاثیر منفی می‌گذارد.»

موذنی با اشاره به نگارش رمان «عروج» نیز گفت: «این رمان درباره حضرت رسول اکرم (ص) است که این کتاب آخرین جلد از مجموعه «پیامبران اولوالعزم» خواهد بود.»

وی در خصوص مشکل نوشتن در کشور نیز نکته جالبی را یادآور شد و گفت: « آنچه در این بیست و چند سال نوشتن مرا بیشتر آزرده کرده، بیماری خود سانسوری است که ممیزی ارشاد در مقابل آن «هیچ» است البته تنها من نیستم که به این بیماری مبتلا شده‌ام؛ همه مبتلاییم و گاه با دریغ و درد از خیر مسیری که مطمئن بوده‌ام اثرم را بسیار متفاوت خواهد کرد و سطح کیفی آن را بسیار بالاتر خواهد برد، گذشته‌ام چون ترسی که فقط یک بخشش مربوط به ممیزی کتاب می‌شود، مانع از آن شده که مسیر دلخواهم را بروم. بسیاری صحنه‌ها به دلیل همین ترس‌ها حذف می‌شوند، پیش از آن که کتاب به ناشر تحویل داده شود.»

موذنی در خصوص نقد ادبی نیز خاطر نشان کرد: « نقدی سالم است که منتقدش در عین داشتن دانش لازم، صداقت داشته باشد، عادل باشد، وابستگی‌های سیاسی و اقتصادی در حدی که نقدش را تحت الشعاع قرار دهند، نداشته باشد. بیشتر از آن که دغدغه ارتقای خودش را داشته باشد به ارتقای هنر فکر کند.»

وی اضافه کرد: «چنین نقدی می‌تواند تاثیر گذار باشد چرا که هنرمند از طریق او توانسته لایه‌هایی را در اثر خود کشف کند که از ناخودآگاهش تراوش کرده و این حتما برای او لذتبخش خواهد بود، در عین حال خواننده از این نقد به درکی دیگر از اثر هنری رسیده که حاصل زحمت منتقد است و به روشن‌بینی او منجر شده و دانشش نسبت به اثر بیشتر شده است. »

شایان ذکر است چهار کتاب «دوستی»، «کلاهی از گیسوی من»، «قاصدک» و «دلاویزتر از سیز» از علی موذنی با ویرایش جدید چندی پیش از سوی سوره مهر تجدید چاپ شد.

«کلاهی از گیسوی من» اولین مجموعه داستان این نویسنده است که اولین بار در سال 68 منتشر شد و دوباره با ویرایش جدید به چاپ دوم رسید. 2 کتاب «قاصدک» و «دوستی» در سال 76 به چاپ دوم رسیده بود با ویرایش و اصلاح به چاپ سوم رسید.

«دلاویزتر از سبز» چندی پیش به چاپ دوم رسیده بود و دوباره منتشر شد. کتاب «دوستی» هم از نظر رسم الخط و درهم فشردگی حروف مشکل داشت که در چاپ جدید این مشکلات برطرف شده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...