سومین چاپ «هنر معاصر» [Contemporary art : a very short introduction] جولیان استالابراس [Julian Stallabrass] و ترجمه احمدرضا تقاء توسط نشر ماهی منتشر شد. تحلیل وضعیت هنر متاخر غرب و جریان‌های هنری معاصر بحث مهم این کتاب است.

هنر معاصر [Contemporary art : a very short introduction] جولیان استالابراس [Julian Stallabrass]

خبرگزاری مهر: مجموعه مختصر و مفید نشر ماهی شامل کتاب‌هایی کم حجم قطع پالتویی در حوزه‌های گوناگونی چون جامعه شناسی، فلسفه، سیاست، فلسفه‌های مضاف، اقتصاد و… است. این مجموعه که در زبان اصلی توسط انتشارات آکسفورد منتشر می‌شوند، در تلاش است تا به زبان ساده مفاهیم مطرح در حوزه‌های مطرح شده را برای مخاطب عام توضیح دهد. از این مجموعه تاکنون مجلداتی چون «جامعه شناسی» نوشته استیو بروس، «سیاست» نوشته کنت میناگ، «اقتصاد» نوشته پارتا داسگوپتا، «هنر معاصر» نوشته جولیان استلابراس، «فاشیسم» نوشته کوین پاسمور و… منتشر شده‌اند.

نشر ماهی از این مجموعه سومین چاپ کتاب «هنر معاصر» نوشته جولیان استالابراس و ترجمه احمدرضا تقاء را با شمارگان ۷۰۰ نسخه، ۲۰۸ صفحه و بهای ۲۵ هزار تومان را به تازگی منتشر کرده است. چاپ پیشین این کتاب سال ۱۳۹۴ با شمارگان هزار نسخه و بهای یازده هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده بود. نخستین چاپ این کتاب نیز بهار سال ۹۲ با شمارگان هزار نسخه و بهای هشت هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. «هنر معاصر» سیزدهمین جلد از مجموعه «مختصر و مفید» است. نشر چشمه نیز ترجمه‌ای از این کتاب را به قلم بهرنگ پورحسینی منتشر کرده است.

جولیان استالابراس مورخ هنری، موزه‌دار و عکاس مشهور بریتانیایی است. او کتاب خود را در ۶ فصل سامان داده که عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «منطقه آزاد»، «نظام نوین جهانی»، «فرهنگ مصرفی»، «استفاده‌ها و قیمت‌های هنر»، «قواعد امروز هنر» و «تناقض‌ها».

استالابراس در این کتاب تلاش می‌کند تا گوشه‌ای از وجوه سیاسی و اقتصادی هنر دوران معاصر را برای مخاطبان مطرح کند. تمرکز اصلی استالابراس بر هنر از سال ۱۹۸۹ به بعد، آن هم عمدتاً از زاویه تحلیل سیاسی و اقتصادی است. تحلیل‌های او مفهوم معاصریت از هنر را به خوبی روشن می‌کند.

وی در این کتاب علاوه بر طیف مسائل سیاسی و اقتصادی که پیرامون وضعیت متاخر هنر غربی مطرح کرده، بخش‌هایی را هم به بحث درباره هنر کوبا، چین، هنر روسیه و کشورهای اسکاندیناوی اختصاص داده است.

همچنین این کتاب را می‌توان تحلیلی بر هنر در دوران پسامدرن قلمداد کرد. اشارات بسیار نویسنده به شاکله‌های هنری مختلف در دوران پسامدرن چون هنر چیدمان، هنر اجرا و ویدیوآرت و همچنین آثار هنرمندانی چون «دیمین هرست» و بیان ویژگی‌های پست‌مدرنیستی این آثار، مخاطب را با تحلیلی از هنر دوران پسامدرن آشنا می‌کند.

یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب مطرح شدن نام و آثار تنی چند از نظریه‌پردازان هنری مانند «آرتور دانتو» و همینطور هنرمندان معاصر جهانی چون «توبیاس ربرگر» است که پیشتر منابع چندانی از آنها در زبان فارسی وجود نداشت.

مترجم کتاب، احمد رضا تقاء نامی آشنا در حوزه ترجمه منابع فلسفه، هنر معاصر، زیبایی شناسی و… است. از دیگر ترجمه‌های منتشر شده او می‌توان به این موارد اشاره کرد: «نقاشی پسامفهومی: وداع طولانی گرهارد ریشتر» نوشته جیسن گایگر، «انسان شناسی اجتماعی و فرهنگی» نوشته جان ماناگن و پیتر جاست، «تاریخ» نوشته جان ایچ. آرنولد، «اسطوره» نوشته رابرت سیگال، «شاه‌عباس و هنرهای اصفهان» نوشته آنتونی ولش، «فلسفه چامسکی» نوشته ‏مورتون وینستون، «فلسفه عیسی» نوشته داگلاس گروت‌هوپس، «در شکم نهنگ: درآمدی بر هنر پست‌مدرنیستی» نوشته پل وود و...

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...