نمایش‌نامه «هتل ایران و حسن و دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه» نوشته افشین هاشمی از سوی انتشارات نیلا به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

هتل ایران و حسن و دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه افشین هاشمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب شامل دو نمایش‌نامه و شش بازیگر است.

در توضیحی از افشین هاشمی بر این کتاب آمده است که حسن برای عشق به راه می‌افتد. ما در این اثر واروی دراماتیک می‌زنیم؛ یعنی قصه‌ای داریم که در آن آدمی یک سفر را شروع می‌کند تا دیو را شکست دهد. دیو را شکست می‌دهد و پری را آزاد می‌کند. این فرم کلی است و ما می‌توانیم همین را اجرا کنیم. اما در نمایش ما دیو دیگر دیو نیست.

نکته قابل اهمیت در این نمایش موزون‌بودن یا به‌عبارتی ریتم کار است. برای من مهم این است که بازیگر بتواند در ریتم مورد نظر کلام نمایشی قرار بگیرد و قافیه‌داربودن مصرع‌ها و اشعار در اولویت بعدی قرار دارد. مهم‌ترین مساله مورد نظر من ریتم و اطلاعات دراماتیک و تبدیل آنها به دیالوگ بود.

افشین هاشمی؛ کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، بازیگر سینما، تئاتر، تلویزیون و نوازنده، 20 مهر سال 1354 در تهران به دنیا آمد. وی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی شیمی در مقطع کارشناسی از دانشگاه صنعت نفت آبادان و رشته کارگردانی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است.

کتاب «هتل ایران و حسن و دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه» نوشته افشین هاشمی، در 148 صفحه، به قیمت 25هزار تومان، در قطع جیبی و جلد شومیز از سوی انتشارات نیلا به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...