تیستوی-سبز-انگشتی-با-عمو-سیبیلو-به-کانون-برگشت

پسرک درمی‌یابد انگشتانش خاصیت سبزکننده دارند. بذر هر گیاهی که با انگشتان تیستو تماس برقرار کند سبز می‌شود و به سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. تنها دوست و همدم او باغبان پیری‌ است به نام سبیلو که به تیستو می‌آموزد ویژگی منحصر به فرد انگشتان او می‌تواند تغییرهای شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد کند... نسخه اصلی این کتاب به سال 1957 و در فرانسه منتشر شده است... تاکنون بیش از ۵۷هزار نسخه از آن به چاپ رسیده است.

کتاب «تیستوی سبز انگشتی» [Tistou les pouces verts] به نویسندگی موریس دروئون[Druon, Maurice]، با ترجمه لیلی گلستان و با طراحی جلد ابراهیم حقیقی، به چاپ ششم رسید.

تیستوی بند انگشتی

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی این کتاب به سال 1957 و در فرانسه منتشر شده است.
تنها ترجمه آن در ایران نیز به سال ۱۳۵۲ و برای نخستین بار توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. چاپ ششم این کتاب به تازگی با 2500 نسخه و مجددا توسط انتشارات کانون منتشر شده است. شایان ذکر است که همین ترجمه را انتشارات ماهی دو بار در سالهای 83 و 92 منتشر کرده بود.

استقبال خوب مخاطبین از این کتاب در دهه 50 و 60 شمسی باعث شد که تاکنون بیش از ۵۷هزار نسخه از آن به چاپ برسد.

داستان این کتاب درباره پسرکی به نام «تیستو» است که درمی‌یابد انگشتانش خاصیت سبزکننده دارند. بذر هر گیاهی که با انگشتان تیستو تماس برقرار کند سبز می‌شود و به سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. تنها دوست و همدم او باغبان پیری‌ است به نام سبیلو که به تیستو می‌آموزد ویژگی منحصر به فرد انگشتان او می‌تواند تغییرهای شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد کند.

تیستو سبز انگشتی

نسخه صوتی این کتاب نیز با صدای افسانه بایگان از سوی انتشارات کانون منتشر شده است.

کتاب «تیستوی سبزانگشتی» در ۸۸ صفحه با قیمت ۱۲هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مجموعه‌های شهر کتاب در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. این کتاب مناسب مخاطبان بالای ۱۱ سال است.

  تیتسو سبز انگشتی  tistou les pouces verts

تصویری از انیمیشن اقتباسی از همین داستان با عنوان [Midori no oyayubi] که به سال 1990 م. و در کشور ژاپن ساخته شد.

................ هر روز با کتاب ...............

آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...