ائتلاف بین‌المللی ناشران حامی فلسطین در نامه‌ای سرگشاده از برگزارکنندگان نمایشگاه کتاب فرانکفورت خواست تا روابط خود را با اسرائیل قطع کرده و اقدامات این رژیم علیه مردم فلسطین را محکوم کند.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ائتلاف بین‌المللی ناشران حامی فلسطین، در نامه‌ای سرگشاده از برگزارکنندگان نمایشگاه کتاب فرانکفورت خواست تا روابط خود را با اسرائیل قطع کنند و اقدامات این رژیم علیه مردم فلسطین را محکوم کند.

در آستانه نمایشگاه سال گذشته، مدیر نمایشگاه کتاب فرانکفورت با بیانیه‌ای از اسرائیل حمایت کرد و گفت که نمایشگاه «با تمام وجود در کنار اسرائیل ایستاده است». در روز اول این نمایشگاه نیز برنامه‌ای با محوریت نگرانی برای اسرائیل توسط سخنرانان اسرائیلی گنجانده شد.

سال گذشته، برگزارکنندگان نمایشگاه همچنین مراسم اهدای بزرگترین جایزه نمایشگاه به نویسنده فلسطینی، خانم عدنیه شبلی، را لغو کردند. او در رمان «جزئیات کوچک» به تجاوز گروهی و قتل یک دختر فلسطینی توسط سربازان اسرائیلی پرداخته بود. تعدادی از سازمان‌های بزرگ نشر عرب در اعتراض به لغو این برنامه از نمایشگاه سال گذشته خارج شدند.

یکی از برنامه‌های نمایشگاه امسال به روایت هنرمندان فلسطینی می‌پردازد؛ در این برنامه، هنرمندان برجسته‌ای همچون عاطف ابوسیف، رمان‌نویس و وزیر فرهنگ سابق فلسطین، به بیان واقعیت‌های زندگی روزمره و ادبی در شرایط پیچیده جاری خواهند پرداخت.

نمایشگاه کتاب فرانکفورت بزرگ‌ترین نمایشگاه کتاب دنیاست و بیش از ۷۰۰۰ ناشر از بیش از ۱۰۰ کشور مختلف در آن شرکت می‌کنند. امسال هفتاد و ششمین دوره نمایشگاه کتاب فرانکفورت از ۱۶ تا ۲۰ اکتبر ۲۰۲۴ (برابر ۲۵ تا ۲۹ مهر ۱۴۰۳) در آلمان برگزار می‌شود. دسترسی به نمایشگاه در روزهای نخست محدود به متخصصان صنعت چاپ و نشر است و از روز سوم عموم مردم نیز می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...