جایزه معتبر گنکور فرانسه برندگان خود را در چهار بخش بیوگرافی، رمان‌اولی، داستان کوتاه و شعر معرفی کرد.

جایزه گنکور2021 در 4 بخش اهدا شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آکادمی گنکور اسامی برندگان نهایی خود در فصل بهار را در 4 بخش مجزای بیوگرافی، رمان‌اولی، داستان کوتاه و شعر به طور همزمان معرفی کرد.

در بخش رمان‌اولی رمان «دجله برایت بگرید» نوشته امیلین الفاتو [Emilienne Malfatto] از انتشارات الیزاد برنده جایزه گنکور شد. رمان‌های «ثروتمند همچون یک شاهزاده» نوشته ابگیل آسور،«زیتا» نوشته الیویه هرسند و «شیطان تپه گرگ‌ها» نوشته دیمیتری روشون-بوری از دیگر نامزدهای نهایی جایزه گنکور در بخش رمان‌اولی بودند.

در بخش گنکور بیوگرافی، پالین درفیوس [Pauline Dreyfus] نویسنده فرانسوی برای کتاب بیوگرافی «پل موراند» [Paul Morand] که از سوی نشر گالیمار منتشر شده بود برنده شد. گفتنی است که اثر برگزیده جزو نامزدهای نهایی برای دریافت این جایزه قرار نداشت. «سزار و تو» نوشته ماریان آلفانت، «هلمت و ژون، پرتره‌های متقاطع» نوشته خوزه الوارز، «لوئی ژوه» نوشته الیویه مونی و «ادمون روستان، رنگ‌های متنوع» نوشته توماس سرتیلانژ از انتشارات آتلانتیکا، آثاری بودند که در مرحله نهایی برای دریافت این جایزه معرفی شده بودند.

در بخش گنکور شعر نیز ژاک روبو [Jacques Roubaud] شاعر و ریاضیدان فرانسوی برای مجموعه آثار خود که بالغ بر 50 کتاب است موفق شد برنده جایزه گنکور شعر در سال 2021 شود. او پیش از این در سال 1990 نیز جایزه بزرگ ملی شعر را دریافت کرده بود.

در بخش داستان کوتاه نیز سه‌گانه «و جنگ تمام شد» نوشته شموئیل تی. می‌یر [Shmuel T. Meyer] که در ماه مارس سال جاری از سوی انتشارات متروپولیس منتشر شده بود به عنوان برنده این بخش از جایزه گنکور معرفی شد. «توفان‌ها» نوشته سیلون پرودوم از انتشارات گالیمار، «روزهای آخر» نوشته سیریل روژه لاکان از انتشارات گراسه و «تنها در محاصره سگ‌هایی که گاز می‌گیرند» نوشته دیوید توماس از انتشارات الیویه دیگر آثاری هستند که برای دریافت جایزه گنکور در بخش داستان کوتاه وارد رقابت در مرحله نهایی شده بودند.

جایزه گنکور مهم‌ترین جایزه‌ ادبی در فرانسه است که در پی وصیت ادمون دو گنکور در سال ۱۸۹۶ بنیان گذاشته ‌شد.

آکادمی گنکور علاوه بر جایزه اصلی خود که هر سال در ماه نوامبر اهدا می‌شود و مهم‌ترین و معتبرترین جایزه ادبی فرانسه به‌شمار می‌آید، جوایز جانبی دیگری نیز دارد که شامل جایزه گنکور برای اولین رمان، جایزه گنکور دبیرستانی‌ها، جایزه گنکور داستان کوتاه، جایزه گنکور شعر، جایزه کنگور زندگی‌نامه‌نویسی و جوایز گنکور به انتخاب برخی کشورها می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...