انتشارات ققنوس کتاب «وصیت‌ها»[The testaments]، نوشته مارگارت اتوود را با ترجمه نسترن ظهیری روانه بازار نشر کرد. ۱۲ ناشر دیگر نیز این کتاب را منتشر کرده‌اند.

وصیت‌ها مارگارت اتوود  [The testaments]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ کتاب «وصیت‌ها» رمانی پاد آرمان‌شهری(ویران‌شهر) از این نویسنده کانادیی است که ادامه رمان «سرگذشت ندیمه» است. کتاب «وصیت‌ها» که پس از 25 سال بعد از انتشار سرگذشت ندیمه منتشر شده است، داستان توسط سه زن به نام‌های دیزی، آگنس و عمه لیدیا (یکی از شخصیت‌های اصلی در داستان سرگذشت ندیمه که تربیت ندیمه‌ها را به عهده داشت) روایت می‌شود‌،‌ ماجرای داستان نیز 15 سال پس از «سرگذشت ندیمه» رخ می‌دهد.

تاکنون ترجمه فارسی این کتاب توسط 13 ناشر منتشر شده است. در پشت جلد این کتاب که از سوی نشر ققنوس منتشر شده است، می‌خوانیم: «خواننده من، قرار است مدتی با هم وقت بگذرانیم. شاید نوشته‌های مرا همچو صندوقچه شکننده‌ای ببینی که باید با احتیاط کامل گشوده شود. شاید آن‌ها را پاره کنی، یا بسوزانی: معمولاً همین بلاها سر نوشته‌ها می‌آید.

اسلحه‌ای مرگبار در دست داری که با رازهای سه زن گیلیاد مسلح شده است. آن‌ها جانشان را برایت به‌خطر انداخته‌اند. برای تمام ما.

پیش از ورود به دنیایشان شاید لازم باشد ذهنت را با این نصیحت‌ها آماده کنی: دانش قدرت می‌آورد و تاریخ خود را تکرار نمی‌کند، اما همچون شعر نظمی تکرار‌ شونده دارد.»

انتشارات ققنوس این کتاب را در 470 صفحه به قیمت 75 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...