لایحه برنامه هفتم 150 صفحه است و پنج صفحه از این 150 صفحه هم در فصل پانزدهم با عنوان «ارتقا فرهنگ عمومی و رسانه» به فرهنگ اختصاص پیدا کرده که تقریبا 3 درصد متن این لایحه را شامل می‌شود.

بودجه کتاب خوانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ در جدولی که ابتدای این فصل آمده 6 هدف کمی ذکر شده که به‌نظر می‌رسد غلبه نگاه‌های کمّی‌گرایانه کارشناسان تدوین‌کننده لایحه که عمدتا در حوزه‌های اقتصادی متخصص هستند به چشم می‌خورد؛ مثلا پیش‌بینی فعالیت 600 هزار رسانه برخط تا پایان سال 1406 یکی از این کمیت‌ها است که موجب شگفتی اهالی رسانه شده است.

یا مثلا برای 4 سال 100 فیلم سینمایی پیش‌بینی شده که اساسا مشخص نیست این عدد یک‌صد فیلم براساس چه معیاری انتخاب شده و منظور از فیلم سینمایی دقیقا چه نوع فیلمی با کدام اولویت محتوایی و با چه سطح برآوردی است؟

در زمینه تعداد موسسات قرآنی فعال در پایان سال 1406 عدد 1600 موسسه به‌عنوان کمیت مطلوب ذکر شده و باز هم معلوم نیست براساس چه معیاری برای 1200 شهر کشور که برخی از آن‌ها کلان‌شهر و با جمعیت میلیونی و برخی دیگر شهرهای چندصدهزار نفره‌اند این تعداد موسسه فرهنگی قرآنی مطلوب شمرده شده است؟

سهم کتاب: صفر
یکی از نقدهای جدی اهالی فرهنگ خصوصا فعالان نشر و دوستداران کتاب به فصل فرهنگ لایحه برنامه هفتم توسعه آن است که متاسفانه در این فصل با وجود تاکیدات مکرر رئیس‌جمهور بر اهمیت موضوع کتاب و کتابخوانی هیچ بخشی به موضوع مهم کتاب اختصاص داده نشده است.

نکته‌ای که دغدغه‌ها را بیشتر کرده، این است که با توجه به نیاز مبرم کتابخانه‌های عمومی کشور به توسعه و بهسازی حتما باید این موضوع در برنامه‌های مختلف لحاظ شود و بی‌توجهی به وضعیت کتابخانه‌‌های عمومی کشور که به‌عنوان محل رشد و زمینه عدالت فرهنگی در جامعه است می‌تواند تبعات فرهنگی جبران‌ناپذیری داشته باشد. حذف موضوع کتاب و کتابخوانی از لایحه برنامه هفتم درحالی است که در بند ث ماده 92 قانون برنامه ششم توسعه این مساله جداگانه ذکر شده و آمده بود: دولت مکلف است تمهیدات لازم را نسبت به توسعه فرهنگ کتابخوانی با اولویت کتابخانه‌های روستایی در مناطق کمتر توسعه‌یافته، براساس طرح آمایش سرزمین و نیازهای منطقه‌ای با رویکرد تشویق و جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تعاونی در تولید کتاب و محصولات فرهنگی و سایر کالاهای فرهنگی و هنری فراهم کند و تا پایان سال اول اجرای قانون برنامه با نرخ رشد سالانه پنج درصد، مطابق قانون بودجه سنواتی نسبت به وضعیت موجود در طول اجرای قانون برنامه اقدام کند.

جای خالی مسئله
به‌نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین اشکالاتی که در لایحه فعلی وجود دارد توجه نکردن به مسائل واقعی و مشخص فرهنگی و ندادن پاسخ درست به این مسائل است. با بررسی سرجمع 5 صفحه و 14 ماده فصل مربوط به فرهنگ به این نتیجه می‌رسیم که کارشناسان تدوین‌کننده لایحه نتوانسته‌اند تصویر شفاف و مشخصی از مسائلی که در حوزه فرهنگ مدنظر آن‌ها بوده است ارائه دهند. این نقطه ضعف در حوزه کتاب شدیدا پررنگ‌تر است و با وجود تأکیدات زیاد رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور بر اهمیت موضوع کتاب و کتابخوانی عملا این مسئله در لایحه نادیده گرفته شده و حتی موضوع بند ث برنامه ششم که به این موضوع می‌پرداخت حذف شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...