کتاب «پدران و پسران» [Otcy i deti یا Fathers and Sons] اثر ایوان تورگنیف با ترجمه مهری آهی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی بازچاپ شد. این ترجمه برای نخستین بار سال ۱۳۳۴ منتشر شده بود.

پدران و پسران ایوان تورگنیف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات علمی و فرهنگی ترجمه مهری آهی از رمان «پدران و پسران» اثر ایوان تورگنیف را برای نهمین نوبت تجدید چاپ کرد. این ترجمه برای نخستین نوبت سال ۱۳۳۴ از سوی این ناشر منتشر شده بود. در چاپ نهم طراحی جلد این کتاب تغییر کرده است.

مهری آهی مترجم این اثر در کنار فعالیت ادبی خود و ترجمه رمان‌هایی چون «پدران و پسران»، «ابله به قلم داستایفسکی»، و «جنایت و مکافات اثر داستایفسکی» چهار دوره به عنوان نماینده ایران در کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد منصوب و از اعضاء مؤسس جمعیت راه نو، شورای کتاب کودک، انجمن کتاب و شورای عالی جمعیت زنان ایران بود.

کتاب پدران و پسران نیز از بهترین نوشته‌های ادبی ایوان تورگنیف محسوب می‌شود که به زبان‌های بسیاری در دنیا ترجمه شده است. تورگنیف در این کتاب تحولات اجتماعی، آداب و رسوم طبقات اجتماعی روسیه در قرن نوزدهم را به تصویر کشیده است.

ستیز و کشمکش میان پدران و پسران تا نسل امروز و فردا، جدال و سو تفاهم میان زنان و مردان، روحیه شاعرمنشی و حقیقت بینی میان مردم و روابط میان کارفرمیان و کارگردان در زمره مهمترین موضوعاتی است که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است.

انتشارات علمی و فرهنگی این ترجمه را در نهمین نوبت چاپ در ۲۵۲ صفحه با قیمت ۲۸ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...