نوام چامسکی فیلسوف و نظریه پرداز مشهور آمریکایی پس از مطالعه متن انگلیسی داستان دفاع مقدسی "پر عقاب" نوشته حبیب احمدزاده این اثر را مورد ستایش قرار داد.

به گزارش مهر، در پی ارسال این داستان برای بسیاری از صلح دوستان و نظریه پردازان جهان که همزمان با حمله اسرائیل به غزه و محاصره این شهر صورت گرفت چندین سایت معتبر بین المللی این داستان را منتشر کردند.

به دنبال انتشار این داستان در سایتها، تعداد زیادی از خوانندگان نظرات خود را درباره "پر عقاب" ارائه کردند که در این میان می‌توان به نظر نوام چامسکی، نظریه پرداز و اندیشمند سیاسی مشهور آمریکایی اشاره کرد که نظر خود درباره این داستان را از طریق ایمیل برای حبیب احمدزاده ارسال کرد.

چامسکی در پیام خود به حبیب احمدزاده ضمن تشکر فراوان از دریافت این داستان و" به واسطه قدرت متقاعدکنندگی داستان، تیزهوشی نویسنده را نیز به علت ارسال به موقع آن در چنین روزهای دردناکی (وقایع غزه) " مورد ستایش قرار داد.

داستان "پر عقاب" شرح عملیات یک دیده بان در یک شهر محاصره شده (آبادان) در زمان دفاع مقدس است که به محاصره غزه شباهت زیادی دارد.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...