انتشارات ماهور «تعلیمات موسیقی: دستور تار» کلنل علینقی وزیری را منتشر کرد. این کتاب نخستین منبع تئوری موسیقی نوین ایرانی است که ابتدا سال ۱۳۰۱ در برلین منتشر شد.

تعلیمات موسیقی: دستور تار کلنل علینقی وزیری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، موسسه فرهنگی - هنری ماهور کتاب «تعلیمات موسیقی: دستور تار» کلنل علینقی وزیری را به بهای ۹۰ هزار تومان منتشر کرد. این کتاب نخستین بار به سال ۱۳۰۱ هجری در برلین منتشر شد و نخستین منبع مکتوب در ردیف موسیقی ایرانی است.

وزیری این کتاب را پس از آنکه مدتی با میرزا عبدالله و آقا حسینقلی، از بزرگان موسیقی ردیف ایران، وقت صرف کرده بود به نگارش در آورد. این کتاب در سفر اروپای کلنل وزیری منتشر شد. این استاد برجسته موسیقی ایران پس از بازگشت به کشور نیز کتاب را گسترش داد و با عناوین مختلف بازنشر کرد.

«دستور تار» را نخستین کتاب تئوری موسیقی نوین ایرانی دانسته‌اند. وزیری در این کتاب، اعتدال مساوی را برای موسیقی ایرانی معرفی کرد و شیوه‌ای برای نت‌نویسی موسیقی ایرانی ابداع کرد که شامل دو علامت عرضی جدید بود (سری و کرن). او در این کتاب ساختار سازهای تار و سه‌تار و موقعیت نت‌هایشان را شرح داد و برخی از قطعات موسیقی ساخته خودش را نیز در این کتاب به چاپ رساند.

در حد فاصل سال ۱۲۹۰ که وزیری از ارتش کناره‌گیری کرد تا سال ۱۲۹۷ که به اروپا رفت، یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های او نگارش چند کتاب موسیقی بود. او یک شیوهٔ نت‌نویسی برای موسیقی سنتی ایرانی ابداع کرد و قصد کرد که با استفاده از آن ردیف موسیقی ایرانی را مکتوب‌سازی کند. ابتدا به سراغ آقاحسینقلی رفت اما به توصیهٔ او نزد برادرش میرزاعبدالله رفت و ظرف مدت یک سال و نیم تمام ردیف میرزاعبدالله را به نت در آورد. سپس به نزد آقاحسینقلی بازگشت تا ردیف او را هم به نت در آورد اما به خاطر خلق و خوی خاص او (که با بی‌حوصلگی همراه بود) پس از نت‌نویسیِ سه دستگاه از ردیف او (شورِ وسط دسته، ماهور و همایون) از این کار دست کشید. با توجه به اینکه وزیری در سال ۱۲۹۲ به روسیه سفر کرد، گمان می‌رود که او تنها دو سال (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۲) روی نت‌نویسی ردیف‌ها کار کرده باشد.

امروزه ممکن است این کتاب برای آموزش تارنوازی چندان کارآمد به‌نظر نیاید، اما به‌جهت اهمیت نقش تاریخی آن و مطالعه سیر تحول آموزش موسیقی ایرانی در سده‌ گذشته و نیز آگاهی از برخی نظریات علینقی وزیری، به‌ویژه درباره‌ی موسیقی ایرانی، می‌تواند مورد استفاده‌ی محققان قرار گیرد.

................ هر روز با کتاب ..............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...