مجموعه‌ داستانِ «لیلا» نوشته‌ سما بابایی توسط انتشارات روزنه منتشر شد.

به گزارش مهر، این مجموعه شامل یک داستان بلند با نام «لیلا» و چند داستان کوتاه با محوریت زنان است.

از جمله داستان‌های کتاب می‌توان به سیمین، دیبا، لیموترش، یاسمین، بیتا و واکاوی یک رابطه در هشت مکالمه تلفنی اشاره کرد که نویسنده در تمامی آنان به دغدغه‌ها، عشق‌ها و زندگی‌های زنان پرداخته است.

در پشت جلد کتاب آمده است: «از هر چیز، چیزی به جای می‌ماند و از آدمی اندکی درد. «لیلا» دلش می‌خواست نباشد؛ «چمدانش را بست و تمام شهر را با خود برد…» لیلا مرده است؟ زنده است؟ به قتل رسیده؟ جایی دارد با معشوقش قهوه می‌نوشد؟ در همین نزدیکی‌ها دارد درد می‌کشد؟ هیچ‌کس نمی‌داند. «لیلا» می‌خواهد از یاد برود. آرامش بگذارید. این روایت را نخوانید. به حرفِ آدم‌هایی که حرف‌ها درباره‌اش می‌زنند، گوش ندهید. دارند یک مشت لاطائلات به هم می‌بافند. نگرانش نباشید. به نبودنش احترام بگذارید. «لیلا» همین‌جاست. سرتان را برگردانید، زنی خواهید دید با دامنی فیروزه‌ای و گوشواره‌هایی بزرگ که دارد با اضطراب عرض خیابان را طی می‌کند؛ بی‌آنکه حواسش جمعِ ماشین‌هایی باشد که بوق می‌زنند بلند و ناسزا می‌گویند بلندتر. «لیلا» رفته است. راحتش بگذارید.»

سما بابایی در حالی اولین مجموعه داستانش را منتشر می‌کند که سال‌هاست به عنوانِ روزنامه‌نگار هنری فعالیت کرده است. او هم‌اکنون مشغول نگارش دومین اثر خود باز با محوریت زنان و درباره جنگ است.

[مجموعه‌ داستانِ «لیلا» نوشته‌ سما بابایی در 138صفحه و با قیمت 35هزار تومان توسط انتشارات روزنه منتشر شد.]

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...