گفتار متن فیلم «شب و مه» آلن رنه به همراه مقاله‌ای درباره اردوگاه‌های کار اجباری و مرگ در جنگ جهانی دوم و هنر لازاروسی به قلم همین نویسنده با ترجمه محمدرضا شیخی منتشر شد.

به گزارش مهر، گفتار متن فیلم «شب و مه» آلن رنه به همراه مقاله‌ای درباره اردوگاه های کار اجباری و مرگ در جنگ جهانی دوم و هنر لازاروسی به قلم همین نویسنده و همچنین مقدمه و مقاله‌ای درباره شرایط ساخت و ویژگی‌های این فیلم با ترجمه محمدرضا شیخی منتشر شد. محمدرضا شیخی ضمن اعلام این خبر  مهر گفت: «شب و مه» را نشر شورآفرین در قالب مجموعه کلوزآپ منتشر کرده است. 

وی افزود: فیلم مستند «شب و مه» به کارگردانی آلن رنه چندین سال پس از پایان جنگ جهانی دوم با استفاده از تصاویر آرشیوی از اردوگاه‌های آشویتس و مایدانک و همچنین فیلمبرداری از همین اردوگاه‌ها ده سال پس از پایان جنگ ساخته شد. گفتار متن این فیلم را ژان کرول، شاعر و نویسنده مشهور فرانسوی نوشت که خود دو سال را در اردوگاه‌های کار اجباری گذرانده بود. تجربه عینی نویسنده از اردوگاه‌ها تاثیرگذاری این متن را بیشتر کرده است.

انسان لازاروسی و جهان معاصر

شیخی ادامه داد: من ابتدا گفتار متن فیلم را ترجمه کرده بودم که در ادامه متوجه شدم در سال ۲۰۱۶ این گفتار متن همراه مقاله‌ای از خود ژان کرول به اسم «از مرگ به زندگی» و مقدمه و مقاله‌ای درباره شرایط ساخت فیلم، در فرانسه به صورت کتاب منتشر شده است و نسخه فارسی «شب و مه» دقیقا ماحصل ترجمه همین کتاب است.

این مترجم همچنین به ویژگی‌های کتاب اشاره کرد: هدف ما فقط انتشار ترجمه گفتار متن فیلم «شب و مه» نبود. هم وجه ادبی و هم وجه سیاسی و همچنین تاثیری که این فیلم در تاریخ سینما گذاشته است، مدنظر داشتیم. فیلم به موضوع به زندگی و مرگ در اردوگاه می‌پردازد که یکی از موضوعات مورد علاقه سینماگران پس از جنگ جهانی دوم بوده است و هنوز هم در سینمای جهان به آن پرداخته می‌شود. ژان کرول خودش از ساکنان اردوگاه بود و وقتی قرار شد گفتار متن فیلم را بنویسد، ترومای ذهنی‌اش نمی‌گذاشت به راحتی دست به قلم ببرد و توانایی مواجهه با تصاویر عینی را نداشت. 

شیخی همچنین درباره اهمیت فیلم «شب و مه» گفت: در کتاب «هانکه به روایت هانکه» این کارگردان مشهور به جوانانی که تازه وارد حرفه سینما شده‌اند، توصیه می‌کند که در اوایل کارشان دنبال سوژه‌های بزرگی مانند هولوکاست و زندگی اردوگاهی نروند، چرا که در تاریخ سینما فیلم‌هایی مانند «شب و مه» به زیبایی هرچه تمامتر به آن پرداخته‌اند. در زمان ترجمه کتاب «هانکه به روایت هانکه» این فیلم دوباره مورد توجه من قرار گرفت و تصمیم گرفتم حتما گفتار متن آن را ترجمه کنم.

وی با اشاره به این نکته که هدف از انتشار این کتاب صرفا ترجمه زیرنویس یا گفتار متن فیلم نبوده است، ادامه داد: در این کتاب ما بیشتر با نثر کرول فارغ از تصاویر آرشیوی یا زنده از اردوگاه ها در فیلم آلن رنه به عنوان کارگردان فیلم «شب و مه» سروکار داریم. چه بهتر که مخاطب فیلم را همراه زیرنویس ببیند و بعد کتاب را بخواند، اما کتاب به عنوان یک اثر مستقل هم وجوه ادبی و نوشتاری را مدنظر قرار داده و هم وجوه انسانی را. کرول در نوشته خود به هنر و آدم های لازاروسی اشاره می‌کند یعنی کسانی که از مرگ به زندگی بازگشته‌اند یا انسان‌های از گور برخاسته.

مترجم کتاب «شب و مه» گفت: در متون مذهبی «لازاروس» یا «العازر» همان کسی است که چهار روز پس از مرگ به دست مسیح زنده شد. تصویر نمادین آدم‌های لازاروسی از اینجا وارد جهان ادبیات، هنر و فلسفه شد. در فیلم «هارمونی‌های ورکمایستر» بلا تار، اغتشاشگران در مسیر حرکت خود به بیمارستان می‌رسند و همه جای آن را ویران می‌کنند. در قسمتی از بیمارستان دو تن از آشوبگران پرده‌ای را کنار می‌زنند و پیرمردی تکیده را ایستاده در وام حمام می‌بینند. ژاک رانسیر در کتاب «بلا تار پس از پایان» این پیرمرد را همچون لازاروس می داند؛ کسی که از مرگ به زندگی بازگشته. آدم‌هایی که در اردوگاه‌های نازی‌ نگهداری می‌شدند نیز لازاروسی بودند. شیخی همچنین اظهار امیدواری کرد مخاطبان با مطالعه این کتاب برای لحظه‌ای هم که شده به زشتی های جنگ فکر کنند. وی اشاره کرد: این مساله از گور برخاستن برای من تاثیرگذار و تکان دهنده بود. مسائل پیش آمده در جهان نیز ما را لازاروسی کرده است و ما هم انگار از مرگ برخاسته‌ایم. امیدوارم کتاب بتواند حداقل در مهربان‌تر شدن ما تاثیرگذار باشد.

«شب و مه» و سینه فیلی به نام سرژ دنه

محمدرضا شیخی در بخشی دیگری از سخنان خود به پیوند درونی این کتاب «شب و مه» با دنیای «سینه فیلیا» اشاره کرد و گفت: نخستین کتابی که نشر شورآفرین در حوزه سینما کار کرد «دگرگونی‌های سینما؛ چهره در حال تغییر سینه‌فیلیای جهان» نام داشت. مجموعه کتاب‌های «کلوزآپ» این انتشارات نیز آثار کم حجمی هستند که فارغ از هر محدودیتی به موضوعات گوناگون سینمایی می‌پردازد. دوستان من در نشر شورآفرین تلاش می کنند حتی الامکان ارتباطی درونی بین این کتاب ها برقرار کنند. به عنوان مثال در کتاب «دگرگونی‌های سینما؛ چهره در حال تغییر سینه‌فیلیای جهان» به سینمای کیارستمی و هو شیائو - شین اشاره شده بود و در ادامه کتاب‌هایی درباره این سینماگران برجسته جهان نیز منتشر شد.

مترجم کتاب «کیشلوفسکی؛ زندگی‌های دوگانه، فرصت‌های دوباره» اضافه کرد: چندی پیش مقاله ای ترجمه کردم تحت عنوان «تراولینگ کاپو» نوشته سرژ دنه. این منتقد فرانسوی که یکی از سینه فیل های شناخته شده به شمار می رود، در این مقاله که عصاره اندیشه ورزی های او درباره سینماست، درباره فیلم «شب و مه» می‌نویسد و تاثیر ویرانگری که این فیلم بر زندگی او گذاشته است. این موضوع نیز بهانه ای شد تا ترجمه این کتاب در اولویت قرار گیرد. 

محمدرضا شیخی، متولد ۱۳۵۳ مترجم کتاب‌هایی در حوزه‌های سیاست و سینماست. وی فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تهران است. از جمله ترجمه‌های او درحوزه سیاست می‌توان به «سرگذشت سازمان سیا» نوشته فرانک دانینوس، «قدرت ویرانگر: گفت‌وگوی اشتفان شالوم با نوام چامسکی»، «نفرت از دموکراسی» نوشته ژاک رانسیر و «وضعیت دموکراسی: هشت مقاله از هشت متفکر چپ‌گرای معاصر» اشاره کرد.

«کیارستمی: پشت و روی واقعیت» و «ازو؛ فرم های ناپایداری» اثر یوسف اسحاق پور، «بلا تار پس از پایان» اثر ژاک رانسیر، «زندگی‌های دوگانه؛ فرصت‌های دوباره: سینمای کریشتف کیشلوفسکی» نوشته آنت اینسدورف، «چاپلین به روایت بازن» اثر آندره بازن و اریک رومر و «هانکه به روایت هانکه» اثر میشل سیوتا و فیلیپ رویه نیز عناوین شماری از ترجمه‌های شیخی در حوزه سینماست.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...