داستان کوتاه «نامرئی» جایزه 15هزار پوندی جایزه ملی داستان کوتاه بریتانیا را به خود اختصاص داد.

به گزارش ایسنا، «جو لوید»‌ نویسنده ولزی توانست جایزه ملی داستان کوتاه بریتانیا (جایزه ملی داستان کوتاه بی‌بی‌سی) را برای داستان کوتاه «نامرئی» دریافت کند.

داستان کوتاه «‌نامرئی» درباره زنی به نام «مارتا»‌ است که مدعی است با خانواده‌ای نامرئی که در یک عمارت نامرئی زندگی می‌کنند، دوستی دارد.

«‌لوید» داستان کوتاه خود را پس از آن‌که به طور اتفاقی تاریخچه زنی متعلق به قرن هجدهم را در وب‌سایت «‌دیکشنری بیوگرافی ولز» مطالعه کرد، نوشت.

«لیندا کلارک»، «لوسی کالدول»‌، «ژاکلین کروکس»‌ و «تامسین گری» از دیگر نویسندگانی بودند که برای کسب این جایزه با «لوید» به رقابت پرداختند. به هر یک از نویسندگانی که به مرحله نهایی این جایزه راه‌ یافتند 600 پوند اهدا می‌شود.

رئیس هیات داوران این دوره از جایزه بیان کرد تمامی داوران برای انتخاب داستان‌ «نامرئی»‌ به عنوان برنده جایزه ملی داستان کوتاه BBC، هم‌رای بودند.

سال گذشته «اینگرید پرساد» نویسنده اهل کشور ترینیداد با اولین داستان کوتاه خود با عنوان «شکر سیب» جایزه 15 هزار پوندی جایزه ملی داستان کوتاه بریتانیا (جایزه ملی داستان کوتاه بی‌بی‌سی) را در رقابت با دیگر نامزدها به خانه برد. 

هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
رمانی برای کودکان و نوجوانان که در 1865 منتشر شد... داستان یک رؤیاست... ناگهان از طریق یک تونل به محل ناشناخته‌ای پرتاب می‌شود و از اینجا اتفاقات عجیب و غریب بعدی شروع می‌شود... جلدها تنوع حیرت انگیزی دارند. طراحی‌ها اگرچه به ماجراها و شخصیت‌های عجیب و غریب کتاب پایبندند ولی خلاقیت در فرم، خلاقیت در رنگ و خلاقیت در شخصیت پردازی، نتایج شگفت انگیزی رقم زده است. ...