کتاب «رسم شقایق» که شامل مقالات و اشعار اندیشمندان، دوستان و همکاران «قیصر امین‌پور» است، منتشر شد.

به گزارش فارس، این مجموعه دربردارنده پیش از پنجاه مقاله و شعر، و نیز یک گفت‌وگوی ناتمام و نوشته‌ای با عنوان «از «سروش نوجوان»ی‌ها» از مرحوم امین‌پور و در پایان سال‌شمار زندگی و تعدادی از عکس‌های وی است.
اسماعیل امینی، ساعد باقری، محمدعلی بهمنی، تقی پورنامداریان، محمدرضا ترکی، یدالله ثمره، حسن حبیبی،
بهاءالدین خرمشاهی، فاطمه راکعی، ابوالفضل زرویی نصرآباد، سیدحسام‌الدین سراج، احمد سمیعی (گیلانی)، رضا سیدحسینی، بدرالزمان قریب، مرتضی کاخی، مشفق کاشانی، مظاهر مصفا و علی موسوی گرمارودی از جمله شخصیت‌هایی هستند که در فراهم آمدن این مجموعه همکاری داشته‌اند.

رسم شقایق، سوگ‌نامه قیصر امین‌پور، در 352 صفحه و به بهای 35000 ریال از سوی انتشارات سروش منتشر شده ‌است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...