«کلاهی از گیسوی من» و «دلاویزتر از سبز»، نام دو کتاب از «علی موذنی» برای جوانان است که بعد از مدت‌ها دوباره توسط حوزه‌ی هنری منتشر شده‌اند.

ایبنا: «کلاهی از گیسوی من» نخستین مجموعه داستان «علی موذنی» است که در سال 1368 منتشر شده و اکنون بعد از نزدیک به 20 سال دوباره توسط انتشارات سوره‌ی مهر به چاپ رسیده است؛ البته با کمی تغییر در متن آن.

این کتاب شامل هفت داستان «یال»، «کلاهی از گیسوی من»، «رنگ‌آمیزی»، «بچه‌های تهران»، «زنده در قاب»، «آموزخوار» و «صدی» است.

کتاب «دلاویزتر از سبز» هم که اینک چاپ سوم آن راهی کتاب‌فروشی‌ها شده، شامل هفت داستان است. «دلاویزتر از سبز»، «عقب‌گرد»، «سزاورترین»، «سپیدی»، «هفتاد و سومین تن»، «خُلق تنگ ابلیس» و «شناسایی» عناوین این داستان‌ها هستند.

از موذنی دو کتاب «دوستی» و «قاصدک» هم قرار است با ویرایش جدید از سوی سوره‌ی مهر تجدید چاپ شوند.

چاپ سوم دو کتاب «کلاهی از گیسوی من» و «دلاویزتر از سبز» که تولید مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه‌ی هنری است به ترتیب با قیمت  1700 تومان و 1500 تومان توسط سوره‌ی مهر منتشر شده است.

درباره‌ی نویسنده‌ی این کتاب‌ها یعنی «علی موذنی» باید گفت، او متولد 1337 است و علاوه بر داستان‌نویسی، در حوزه‌ی فیلم‌نامه و نمایش‌نامه‌نویسی نیز فعالیت دارد.

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...