به گزارش ایبنا «نشانه و ذهن در سینمای امروز» به بررسی تعدادی از مهم‌ترین فیلم‌های دوران پست‌مدرنیسم می‌پردازد که از لحاظ «بینامتنی» و پرداختن به جنبه‌های «نشانه شناختی» و همچنین موضوعات مختلف روانکاوانه و فلسفی در ارتباط با آثار سینمایی مورد بحث، قابل ملاحظه و مطالعه علاقه‌مندان خواهد بود.

این کتاب سومین اثر از کورش جاهد است که در زمینه شناختِ آثار سینمایی سالیان اخیر به رشته تحریر درآمده است. از جمله مهم‌ترین آثار بررسی شده در این کتاب می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد: پرتغال کوکی، فارست گامپ، بزرگراه گمشده، درخشش ابدی یک ذهن بی‌خدشه، جاده مالهالند، چشمانِ فراخ بسته، مرثیه‌ای برای یک رویا، دختر دانمارکی، خانه‌ای که جک ساخت، حماسه کولی و...

در مطالب پژوهشی کتاب، خوانش‌های مختلف برآمده از هرفیلم از زاویه نشانه‌شناسانه و ارتباط آن با مساله روان و پدیدار ذهن مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

نویسنده در بخش پیشگفتار این کتاب به ماهیت سرگرم‌کنندگی و اندیشه‌ورزانه سینما می‌پردازد و این دو موضوع را از زمان پیدایش اولین سالن‌های سینما بررسی ‌و در ادامه به سایر جنبه‌های سینما اشاره می‌کند. جاهد جنبه سرگرم‌کننده و اندیشه‌ورزانه سینما را در دو دسته کلی «سینمای آمریکا» و «سینمای اروپا» قرار داده و توضیحاتی در این زمینه می‌دهد.

این کتاب به کسانی که علاقه‌مند به مساله «روایت‌پردازی» و فرم در روایت هستند توصیه می‌کند سراغ کتاب‌های دیگر بروند زیرا خواستشان را با خواندن این کتاب نمی‌یابند.

«نشانه و ذهن در سینمای امروز» به برخی فیلم‌های سینماگران مشهور می‌پردازد و آن‌ها را تحلیل می‌کند اما در این بین به فیلمسازانی که کمتر به شناخته شده‌اند هم اشاره کرده و فیلم‌هایشان را از زیر ذره‌بین تحلیل گذرانده است. کارگردانانی چون مارتین اسکورسیزی، دنیل بوی، وودی الن، استنلی کوبریک، دیوید لینچ، دارن آرنوفسکی، گاسپار نوئه و ...

در قسمتی از کتاب که نویسنده درباره فیلم «راننده تاکسی» ساخته مارتین اسکورسیزی نوشته است می‌خوانیم:
«دوگانگی قابل تامل فیلم از جایی آغاز می‌شود که تراویس دختر خیابانگرد را مانند دختر مورد علاقه‌اش (بتسی) برای صرف نوشیدنی به رستوران دعوت می کند. در حالی که بعد از یک قرار معمولی با بتسی، در ملاقات‌های بعدی بتسی را به یک سالن سینما و به منظور تماشای فیلم دعوت می‌کند. در این سالن سینما فیلم‌های هرزه‌نما(پورنوگرافی) در حال پخش است!»( صفحه41)

کتاب‌های قبلی از همین نویسنده، با عنوان «تحلیل و درک فیلم در جهان پُست مدرن» (1396) و «سینما در دورانِ جدید» (1397) نیز توسط انتشارات پرنده منتشر شده است.

انتشارات پرنده کتابی سینمایی با عنوان «نشانه و ذهن در سینمای امروز/ پژوهش در کارکرد نشانه‌ها و نقش ذهن در سینما» اثر کورش جاهد را در 452صفحه، 500نسخه و به قیمت 80هزارتومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...