چاپ جدید دوره ۲ جلدی بینوایان [‎Les miserables] با ترجمه حسینقلی مستعان، طرح جلد جدید و قیمت کمتر نسبت به چاپ قبلی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.

 بینوایان [‎Les miserables] با ترجمه حسینقلی مستعان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، چاپ بیست و هشتم رمان دو جلدی «بینوایان» اثر ویکتور هوگو روانه بازار شد.

چاپ جدید این اثر ارزشمند ادبی با جلد سخت و ۱۹۲۲ صفحه (دوره ۲ جلدی) راهی پیشخوان کتابفروشی‌ها شده است.

بینوایان اولین مرتبه در سال ۱۸۶۲ منتشر شد و یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های قرن نوزدهم است. این رمان با بررسی ماهیت قانون و بخشش، تاریخ فرانسه، معماری و طراحی شهری پاریس، سیاست‌ها،‌ فلسفه اخلاق، ضداخلاقیات، قضاوت‌ها و مذهب، نوع و ماهیت عشق را شرح می‌دهد. از این رمان اقتباس‌های نمایشی، سینمایی و تلویزیونی زیادی صورت گرفته و یکی از محبوب‌ترین آثار نمایشی است.

حسینقلی مستعان ۹۲ سال قبل در سال ۱۳۰۷ کار ترجمه این اثر را آغاز و بعد از دو سال آن را در زمستان ۱۳۰۹ به پایان رساند.

چاپ بیست و هشتم «بینوایان» با ترجمه حسینقلی مستعان در دو جلد و ۱۹۲۲ صفحه، قیمت ۲۴۵ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...