مراسم بزرگداشت مرحوم "عباس یمینی شریف" شاعر، نویسنده و اندیشمند تربیتی کودکان از سوی شورای کتاب کودک در خانه هنرمندان برگزار می‌شود.

به گزارش مهر، در این بزرگداشت که از مورخه بیست و هشتم لغایت سی ام آذرماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود، تعدادی از پژوهشگران ادبیات کودکان و نوجوانان درباره این هنرمند فقید و آثارش سخنرانی می‌کنند.

علاقه‌مندان می‌توانند پژوهش‌های خود را به نشانی: خیابان انقلاب اسلامی، خیابان ابوریحان، خیابان شهید وحید نظری شماره 69 طبقه دوم شورای کتاب کودک ارسال کنند.

من نغمه سرای کودکانم
شادست ز مهرشان روانم

عباس یمینی شریفم
گیرید ز کودکان نشانم

عباس یمینی شریف در سال 1298 در تهران به دنیا آمد. در نوجوانی «یمینی» تخلص جست و به شعر روی آورد. در سال های 1317 و 1318 در دانشسرای مقدماتی تهران تحصیل کرد. در سال 1319 که به دانشسرای عالی راه یافت علاقه به شعر گفتن و داستان نویسی برای کودکان در او بیشتر شد. در سال 1322 دو شعر تحت عنوان «ستاره» و «ماده غاز» از وی در شماره های چهارم و نهم مجله ی «سخن» به طبع رسید. در سال 1323 در اولین شماره ی مجله ی «بازی کودکان» شعرهایش به چاپ رسید و پس از مدتی نیز یمینی شریف به سردبیری آن انتخاب شد. در سال 1324 برخی از اشعارش وارد کتاب های ابتدایی اراک و پس از آن وارد کتاب های اول و دوم و سوم کلیه ی دبستان ها شد. عباس یمینی شریف در سال 1328 به مدیریت مجلات «دانش آموز» و «شیر و خورشید» که دو نشریه ی وزارت فرهنگ برای کودکان و نوجوانان بود، منصوب شد. در ششم دی 1335 اولین شماره ی مجله ی «کیهان بچه ها» منتشر شد. وی به عنوان مدیر این نشریه تا سال 1358 به انتشار آن ادامه داد. اشعار او در «تهران مصور کوچولوها» تاسیس 1336 و در چند مجله ی دیگر که برای کودکان منتشر می شد به چاپ می رسید.

عباس یمینی شریف چه در دانشسرای مقدماتی تهران و چه در دانشسرای عالی دانشکده ی ادبیات و چه در تیچرز کالج کلمبیا، رشته ی تحصیلاتش همیشه آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان بود. در تیچرز کالج کلمبیا علاوه بر رشته ی آموزش و پرورش، به تحصیل در رشته ی ادبیات کودکان نیز پرداخت.

بعدها نیز به سردبیری و مدیریت چهار مجله برای کودکان و نوجوانان رسید. در سال 1334 امتیاز مدرسه ی «روش نو» را به کمک همسرش از وزارت فرهنگ دریافت کرد که بیش از بیست و پنج سال اداره ی مدرسه را به عهده داشت. در سال 1336 باشگاه بچه ها را تاسیس کرد. در سال 1341 با همکاری عده ای از فرهنگیان با سابقه به تاسیس موسسه ی فرهنگی و غیر انتفاعی شورای کتاب کودک پرداخت و از سال تاسیس عضویت در هیئت مدیره و خزانه‌داری شورا را تقبل کرد؛ در سال 1350 به همت وی جایزه ی نقدی "یمینی شریف" تاسیس شد و از آن تاریخ به بعد هرساله به بهترین اثر چاپ شده در حوزه ی ادبیات کودکان تعلق گرفت. در سال 1357 با عده ای دیگر به تاسیس انجمن پژوهش های آموزشی همت گماشت.

یمینی شریف در زمینه ی ادبیات کودکان صاحب آثار گوناگونی است که از این میان می‌توان به کتاب های زیر اشاره نمود:
- آواز فرشتگان یا شعر کودکان (1325)؛
- قصه‌های شیرین ( مجموعه شعر، 1326)؛
- گربه‌های شیپورزن ( مجموعه شعر، 1344)؛
- دو کدخدا (1329)؛
- برق و حریق ( ترجمه)؛
- روی زمین و زیر زمین ( گیاه شناسی برای کودکان، اثر اریاوبر. ا.، 1336)؛
- دنیا گردی جمشید و مهشید (1322)؛
- بازی با الفبا؛
- جزیره‌ی مرجان (اثر پلینتن، 1337)؛
- داستان عروسک (با همکاری اسماعیل والی زاده، 1337)؛
- بیژن و شیرین (ترجمه با همکاری دیگران)؛
- کتاب اول دبستان؛
- فری به آسمان می رود؛
- آوای نوگلان؛
- پرویز و آیینه؛
- در میان ابرها؛
- گل‌های گویا (1350)؛
- پوری و لباس های او؛
- همسایه‌ی عجیب؛
- باغ نغمه‌ها (1352)؛
- آه ایران عزیز؛
- دستمال گلدار و گنج بی صاحب؛
- داستان خرو و خرکچی؛
- کتاب توکا؛
- خانه‌ی بابا علی؛
- شعر با الفبا (1363)؛
- سیاهک و سفیدک؛
- نیم قرن در باغ شعر کودکان؛
- فارسی زبانان ایرانی؛
- پلنگ یکه تاز (1373).

استاد عباس یمینی شریف در سال های 1333 و 1345 موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین کتاب کودکان و در سال 1346 نیز نایل به دریافت جایزه‌ی بین‌المللی یونسکو به مناسبت تالیف بهترین کتاب سال در ایران شده است.

ما گلهای خندانیم

فرزندان ایرانیم
ایران پاک خود را

مانند جان می دانیم
ما باید دانا باشیم

هوشیار و بینا باشیم
از بهر حفظ ایران 

باید توانا باشیم
آباد باشی ای ایران

آزاد باشی ای ایران
از ما فرزندان خود

دلشاد باش ای ایران

او در  28 آذر 1368و در سن 70 سالگی دار فانی را وداع گفت.

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...