تاجری به اتهام سرقت اولین نسخه چاپی از مجموعه کامل آثار شکسپیر در واشنگتن دستگیر شد.

کتاب "اولین صفحه" شامل مجموعه کامل نمایشنامه های ویلیام شکسپیر که هفت سال پس از مرگش به چاپ رسیده بود، سال 1998 از دانشگاه دورهام انگلیس به سرقت رفت.

این کتاب که حدود 15 میلیون پوند ارزش دارد در سال 1998 همراه با چند اثر ارزشمند دیگر از جمله دست نوشته های ترجمه انگلیسی "عهد جدید" و اشعار چاسر - مشهور به اولین شاعر انگلیسی زبان - از دانشگاه دورهام انگلیس دزدیده شد.

پلیس آمریکا (FBI) بعد از دستگیری مردی به اتهام سرقت این آثار، وی را به دادگاه سپرد. با این حال این تاجر مدعی است که کتاب فوق را در کوبا خریده است.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، "اولین صفحه" شامل 36 نمایشنامه از ویلیام شکسپیر است که اولین بار در سال 1623 یعنی هفت سال پس از مرگ نویسنده منتشر شد و اکنون یکی از ارزشمندترین میراث ادبیات انگلیس به شمار می آید. این نمایشنامه ها توسط دوستان شکسپیر جمع آوری شده بود. مکبث، هملت، اتللو، شاه لیر، تاجر ونیزی، ریچارد دوم، رومئو و ژولیت، تیتوس آندرونیکوس و... برخی نمایشنامه‌های او هستند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...