برنامه‌های کمیسیون ملی یونسکو برای بزرگداشت سنایی، غزالی، رودکی، شیخ بهایی و سیدجمال‌الدین اسدآبادی اعلام شد.

در بزرگ‌داشت‌هایی که برای سال 2008 و 2009 از سوی سازمان یونسکو اعلام شده، کمیسیون ملی یونسکو قرار است بزرگداشت‌ امام محمد غزالی را با همکاری مؤسسه‌ی فرهنگ و تمدن ایران‌زمین و همراهی فرهنگستان هنر، فرهنگستان علوم، انجمن حکمت و فلسفه، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران و جمعی از سازمان‌های فرهنگی در آذرماه امسال برگزار کند.

برای بزرگداشت سنایی غزنوی، دانشگاه الزهرا (س) آمادگی خود را اعلام کرده و قرار است همایشی در روزهای 12 و 13 آذر برگزار شود. در حاشیه‌ی همایش نیز نمایشگاهی به‌ منظور معرفی پژوهش‌های سنایی‌شناسی برگزار می‌شود. همچنین همایش بین‌المللی بررسی زندگی، آثار و اندیشه‌های سیدجمال‌الدین اسدآبادی قرار است با همکاری دانشگاه بین‌المللی امام ‌خمینی (ره)، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دانشگاه بوعلی سینا، مؤسسه‌ی مطالعات فرهنگ و تمدن ایران‌زمین و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در روزهای 21 و 22 آبان برگزار شود.

بزرگداشت شیخ بهایی نیز سال آینده به مناسبت چهارصدمین سال وفات شیخ بهایی و تقارن آن با سال بین‌المللی نجوم، با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و نهادهای دیگر برگزار می‌شود. از سوی دیگر، بزرگداشت رودکی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو، مؤسسه‌ی فرهنگ و تمدن ایران‌زمین، بنیاد فرهنگی - هنری رودکی، فرهنگستان هنر، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، دبیرخانه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت همایش مقدماتی در شهریور 85 و کنگره‌ی بین‌المللی در آبان 86 برگزار شد.

به گزارش ایسنا، در فهرست ثبت سده و هزاره‌ی مشاهیر و رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری کشورها در یونسکو، برای دوره‌ی 2008 - 2009 (1387 - 1388)، تعداد 67 سده و هزاره از سوی کشورها در فهرست مشاهیر علم و ادب و رویدادهای فرهنگی و هنری یونسکو ثبت شده است. از جمله می‌توان به یکصد و پنجاهمین سال‌روز زندگی و حیات فعال سیدجمال‌الدین اسدآبادی، هشتصد و پنجاهمین سال وفات سنایی غزنوی، نهصد و پنجاهمین سال‌روز تولد امام محمد غزالی در سال 1387 / 2008 و چهارصدمین سال تولد شیخ بهایی در سال 1388 / 2009 اشاره کرد.

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) از سال 1965 برنامه‌ی ثبت‌ سده و هزاره‌ی مشاهیر و رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری کشورها را آغاز کرده است. هدف این برنامه، معرفی و شناساندن سهم و نقش مؤثر و اساسی شخصیت‌ها و رویدادهای کشورها در غنای متقابل فرهنگ‌ها، ترویج تفاهم فرهنگی، گسترش مناسبات بین‌المللی و کمک به استقرار صلح اعلام شده است.


به گزارش ایسنا، یونسکو هر دو سال یک‌بار در آستانه‌ی برگزاری کنفرانس عمومی از کلیه‌ی کشورهای عضو و اعضای وابسته می‌خواهد تا سده یا هزاره‌ی شخصیت‌های فرهنگی، علمی و هنری (تولد، درگذشت، فعالیت‌ها) و رویداد‌های فرهنگی، علمی و هنری (تاریخ وقوع) را که با دوره‌ی دوساله‌ی آینده‌ی سازمان انطباق دارد، برای ثبت در فهرست یونسکو پیشنهاد کنند. پیشنهادها پس از بررسی در جریان کنفرانس عمومی یونسکو تصویب و به‌طور رسمی به همه‌ی کشورها اعلام می‌شود.

پیشنهاد ثبت سده یا هزاره‌ی مشاهیر یا رویدادها شرایط ویژه‌ای دارد از جمله:

- ارتباط و انطباق آن با هدف‌ها و مأموریت سازمان در حوزه‌های فرهنگ، علوم و آموزش و تأثیر آن در ترویج روابط و تفاهم میان ملت‌ها، گفت‌وگوی فرهنگی، مدارا و بالأخره استقرار صلح.

- فراملی‌ بودن شخصیت‌ یا رویداد معرفی‌شده (بین‌المللی یا منطقه‌یی)؛ به‌گونه‌ای که بتواند بازتابی از آرمان‌ها، ارزش‌ها، تنوع فرهنگی و جهان‌شمولی سازمان باشد.

- کشور یا کشورهای پیشنهاد‌دهنده باید فعالیت و برنامه‌هایی را در سطح ملی به مناسبت سده یا هزاره‌ی‌ مورد نظر خود پیش‌بینی کرده و تمهیدات لازم را برای برگزاری این فعالیت‌ها و برنامه‌ها تدارک دیده باشند.

- سده یا هزاره‌ی تأسیس، استقلال حکومت‌ها و دولت‌ها، سلسله‌ها، امپراتوری‌ها و رویدادهای نظامی واجد شرایط برای ثبت در فهرست یونسکو نیستند.

بنا بر اعلام کمیسیون ملی یونسکو، ثبت سده یا هزاره‌ی تولد یا وفات شخصیت‌ها و رویدادها (وقوع) به هیچ وجه به معنای اعلام سال جهانی نیست. برای نمونه، سال 2007، هشتصدمین سال تولد مولانا بود و نه سال جهانی مولانا. به همین نحو، سال 2009 مصادف با چهارصدمین سال تولد شیخ بهایی و مقارن با سال بین‌المللی نجوم است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...