همزمان با روز جهانی کتاب در 23 آوریل یا 3 اردیبهشت بسیاری از کشورها مراسم‌های خاصی در نظر گرفته‌اند. خواندن دسته جمعی رمان "دن کیشوت" در اسپانیا و خواندن رمان "بینوایان" در 24 ساعت بدون توقف در فرانسه از جمله این برنامه‌ها است.    
 

روز 23 آوریل بنا به روایاتی روز درگذشت " میگل دو سروانتس" است و یکی از دلایل نامگذاری این روز از سوی یونسکو همین مناسبت است. پادشاه اسپانیا همچنین در این روز جایزه ادبی سروانتس را اهدا می‌کند. سازمان یونسکو نیز در این روز جایزه‌ ادبی کتاب کودک و نوجوان را اهدا می‌کند. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، روز پنجشنبه قرار است مشاهیر ادبیات آلمان و نویسندگان سرشناس این کشور در سالن‌های اپرا برای مخاطبان خود کتاب بخوانند.

قرار است 1500 مراسم به این مناسبت در 300 شهر در آلمان برگزار شود. هدف از تمام این مراسم‌ها ترغیب مردم و به ویژه جوانان به مطالعه عنوان شده است. اندونزی نیز در شهر جاکارتا با برپایی مراسم‌های کتابخوانی و اهدای جوایز برنامه‌های خاصی را برای این روز تدارک دیده است.
سفارت اسپانیا در ژاپن نیز قصد دارد با برگزاری مراسمی در کاخ موزه خاویر ترجمه‌های معروف بزرگان ادبیات اسپانیایی را معرفی کند.

در فرانسه رمان "بینوایان" نوشته ویکتور هوگو طی مراسمی در 24 ساعت بدون توقف خوانده می‌شود. در سوئد نیز در مراسمی با عنوان "مطالعه سفر است" برنامه‌های متنوعی در زمینه کتابخوانی، برپائی کارگاه و نمایشگاه در نظر گرفته شده است.

هنوز برنامه‌های ایران برای روز جهانی کتاب از طرف نهادهای دولتی و خصوصی اعلام نشده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...