رمان «پانصد میلیون ثروت بانو بیگم» [The Begum's Fortune یا Les cinq cents millions de la Begum‬] نوشته ژول ورن با ترجمه فرزانه مهری توسط انتشارات آفرینگان منتشر و راهی بازار نشر شد.

پانصد میلیون ثروت بانو بیگم» [The Begum's Fortune یا Les cinq cents millions de la Begum‬]  ژول ورن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ ژول ورن نویسنده معروف ادبیات علمی تخیلیِ فرانسوی از جمله مولفانی است که تعدادی از آثارش از جمله «دور دنیا در هشتاد روز» در قالب پویانمایی یا فیلم سینمایی به مخاطبان عرضه شده است. داستان‌های ژول ورن چه به لحاظ قصه‌گویی و محتوایی به گونه‌ای هستند که از کودک ۹ ساله تا بزرگسال ۹۰ ساله با آن ارتباط برقرار می کنند.

مجموعه انتشارات ققنوس و انتشارات آفرینگان به‌عنوان زیرمجموعه آن، از نمایشگاه کتاب تهران در سال ۹۷ چاپ نسخه کاملی از مجموعه آثار این نویسنده را در دستور کار قرار داد و اقدام به چاپ نخستین آثار ادبیات علمی - تخیلی جهان و پیشگویی‌های علمی این نویسنده بزرگ در قالب رمان‌ آشنا کرد. ژول ورن متولد سال ۱۸۲۸ و درگذشته به سال ۱۹۰۵ است.

تا به حال،‌ کتاب‌های «دور دنیا در هشتاد روز»، «سفر به مرکز زمین»، «دور ماه»، «پنج هفته در بالن»، «از زمین تا ماه»‌، «میشل استروگف»، «بیست‌هزار فرسنگ زیر دریاها» و «روبورِ فاتح» در قالب مجموعه آثار ژول ورن، توسط این‌ناشر چاپ شده‌اند.

رمان «پانصد میلیون ثروت بانو بیگم» سال ۱۸۷۹ منتشر شد و نسخه فارسی پیش‌رو، از روی کتابی ترجمه شده که سال ۲۰۰۲ به چاپ رسیده است. در این‌داستان دو مرد به‌عنوان نواده‌های یک‌سرباز فرانسوی که در هند ساکن شده و با یک‌شاهزاده بومی ازدواج کرده، ثروت هنگفتی به ارث می‌برند. یکی از این‌نوادگان یک‌پزشک است که برای مدت‌های مدید، نگران وضعیت غیربهداشتی شهرهای اروپاست. به‌همین‌دلیل تصمیم می‌گیرد یک‌آرمان‌شهر بسازد که در آن بهداشت حرف اول را بزند و دغدغه اصلی دولتش باشد.

وارث دیگر ثروت میلیونی بانو بیگم، یک دانشمند آلمانی است که با وجود داشتن مادربزرگ فرانسوی، نژاد آلمانی را برتر می‌داند. او هم تصمیم دارد آرمان‌شهر خودش را بسازد که در آن سلاح‌های مخرب و قدرتمندی تولید شوند و ...

رمان پیش‌رو ۲۰ فصل دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از:

ورود آقای شارپ، دو رفیق، تاثیرات یک‌خبر، دو مدعی، شهر فولاد، چاه آلبرشت، بخش مرکزی، غار اژدها، راه خروج، مقاله‌ای در مجله آلمانی قرن ما، صرف شام در منزل دکتر سارازن، شورا، نامه مارسل بروکمن به پروفسور شولتزْ اشتالشتات، آماده‌باش برای نبرد، بورس سانفرانسیسکو، دو فرانسوی علیه یک شهر، تفهیم با شلیک اسلحه، مغز هسته، یک مساله خانوادگی، نتیجه‌گیری.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

مرد زره‌پوش آن را به وردست‌ها می‌داد تا مجددا در کوره بگذارند، دوباره گرمش کنند و دوباره زیر دستگاه پرس بگذارند.
در آن آهنگری عظیم و غول‌پیکر همه‌چیز مدام در حرکت بود، ردیف‌هایی از تسمه‌نقاله‌های بی‌پایان، صدای خفه ضربات به همراه خُرخُری بم و پیوسته، آتش‌بازی پولک‌های سرخ و کوره‌های بیش از حد داغ که چشم را خیره می‌کرد. در میان جوش و خروش‌های آن مواد به‌بند کشیده‌شده، انسان کودکی بیش به نظر نمی‌آمد.
گرچه آن کارگرانِ پای کوره افرادی خشن و زمخت‌اند! ورز دادن فلز خمیری‌شکل دویست‌کیلویی به کمک نیروی بازو، در آن گرمای سوزان، ساعت‌ها چشم دوختن به آهن گداخته کورکننده، کاری وحشتناک است که پس از ده سال آدم را فرسوده می‌کند.

این‌کتاب با ۲۳۹ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...