آلدوس هاکسلی

19 بهمن 1384

آلدوس-هاکسلی

تحصیلات خود را در کالج ایتون Eton و آکسفورد انجام داد و هوشمندی و استعداد غیرمعمول و زودرسی از خود نمایان ساخت. از کودکی به ضعف قوه بینایی دچار بود و به همین سبب تحصیلات خود را در رشته پزشکی ناتمام گذارد و به ادبیات روی آورد... وی در آثار خود انگلستانی را توصیف می‌کند که درچهارراه قرون و اعصار قرار گرفته است، در قرن ملکه ویکتوریا که دانش را جانشین خدا ساخت تا تجددطلبی عصر حاضر که نه به دانش ایمان دارد و نه به خدا.

آلدوس هاکسلی، Huxley, Aldous رمان‌نویس و مقاله‌نویس انگلیسی (1894-1963) ، نواده دانشمند و زیست‌شناس معروف تامس هاکسلی و از طرف مادر، از خویشان ماتیو آرنولد Matthew Arnold شاعر معروف انگلیسی است، تحصیلات خود را در کالج ایتون Eton و آکسفورد انجام داد و هوشمندی و استعداد غیرمعمول و زودرسی از خود نمایان ساخت. از کودکی به ضعف قوه بینایی دچار بود و به همین سبب تحصیلات خود را در رشته پزشکی ناتمام گذارد و به ادبیات روی آورد. با بسیاری از روزنامه‌ها و مجله‌های انگلیسی و امریکایی همکاری کرد. اولین مقاله‌ها را در روزنامه اثی‌نیم Athenaeum انتشار داد، چندی نیز منتقد تئاتر در وستمینستر گازت Westminster گشت.

هاکسلی با آنکه از رفاه کامل در زندگی شخصی برخوردار بود، به جریانهای زمان خویش توجه فراوان داشت و در همه تحولات روحی نسل خود شرکت می‌جست. غالباً به اروپا سفر می‌کرد، خاصه به ایتالیا که صحنه بسیاری از آثارش قرارگرفت. پس از عالم مطبوعات، هاکسلی به داستان‌نویسی پرداخت. نخستین رمانهایش با دوره‌های بعد بسیار متفاوت است. رمانهای دوره جوانی ناامیدی از جامعه عصر او را با لحنی طنزآمیز نمودار می‌سازد و مدعیان فضل و دانش و اوضاع زمان را به سختی مورد هجو قرار می‌دهد. مهمترین آثار این دوره عبارت است از: «زرد کرومی»
Crome Yellow (1921)، «یونجه کهنه» Antic Hay (1923)، «آن برگهای خشک» Those barren leaves (1925)، و از همه معروفتر «ترکیب آهنگها» Point Counter Pount (1928) است که شهرت فراوان برای هاکسلی به همراه آورد. نویسنده در این اثر زهد و انزوا را محکوم می‌کند و بشر فعال و پرتحرک را می‌ستاید. قهرمانی که این ادراک را در کتاب تجسم می‌بخشد، وجوه مشترک فراوانی با دی. اچ. لارنس D.H.Lawrence دارد.

آلدوس هاکسلی، Huxley, Aldous

نخستین داستانهای کوتاه هاکسلی در 1922 در مجموعه‌ای به نام «حلقه‌های مردنی»
Mortal Coils فراهم آمد. از 1930 به بعد آثار هاکسلی توجه ذهنی او را به مسائل اخلاقی و مذهبی و علوم باطنی نشان می‌دهد، با لحنی تلختر و جدیتر. از جمله آثار این دوره داستانهای زیر است: «دنیای قشنگ نو» Brave New World (1932)، از بهترین رمانهای هاکسلی، رمانی فرضی و هجوآمیز که در آن ایمان بشر عصر جدید به پیشرفتهای علمی و پایبندی‌اش به امور مادی به شدت به سخره گرفته شده و ادراک نویسنده از خطر این پیشرفتها و اولین بار بدبینی‌اش در آن آشکار گشته است؛ «نابینا در غزه» Eyeless in Gaza (ترجمه به فرانسه: آرامش اعماق) (1936)، فرضیه‌ای نزدیک به فسلفه بودا؛ «پس از چند تابستان» After many a Summer (1939) درباره مرگ و عالم جاودانی؛ «عالیجناب خاکستری» Grey Eminence (1941) شرح حال ژوزف، پدر روحانی، شافی ریشیلیو Richilieu و مطالعه‌ای در ارتباط میان نیکی و بدی و تضاد عالم معنوی و عالم دنیوی. «بوزینه و ذات» Ape and Essence (1948)، هجوی درباره دنیا پس از جنگ اتمی.

از آخرین داستانهای هاکسلی «جن و الاهه»
The Genius and Goddess (1955)، بازگشت نویسنده را به شیوه بی‌خیالی در رمانهای دوره جوانی نشان می‌دهد. قهرمان اصلی کتاب که دانشمندی است با روحی کودکانه، که دشوارترین مسأله عصر ما را تجسم می‌دهد. پس از آن رمان «جزیره» Island است در 1962. هاکسلی مقاله‌های فراوان و سودمند نیز دارد، از آن جمله است: «پایانها و وسیله‌ها» Ends and Means (1937)، «زمان باید توقفی داشته باشد» Time Must Have a Stop (1944)،«فلسفه ادبی» The Perennial Philosophy (1945)، «درهای ادراک» The Doors of Perception (1954)، «بهشت و دوزخ» Heaven and Hell و مقاله «ادبیات و دانش» Literature  and Science (1963) درباره این هردو موضوع. مجموعه مقاله‌های هاکسلی Collected Essays در 1959 به چاپ رسیده است. هاکسلی از 1938 در هالیوود (کالیفرنیا) اقامت گزید و همانجا بود که دوره آخر زندگیش با تحول روحی و معنوی همراه گشت و از شکاکیت علمی به عرفانی شرقی کشیده شد و سرانجام درنابینایی و بیماری در همین شهر درگذشت.

هاکسلی سخنگوی طبقه روشنفکر نیمه اول قرن بیستم است که قدم به قدم به دنبال قرن خود پیش می‌رود، از زمانی که روح بدبینی و شکاکی، مولود جنگ اول، بر طبقه جوان حکومت کرده تا زمانی که اضطراب و نگرانی غم‌انگیز مولود عصر صنعت و دانش بر بشر تسلط یافته و آرامش را از زندگی درونی او سلب کرده است. هاکسلی در برابر انحطاط جامعه، حسرت زندگی طبیعی و بدوی را دارد و از طرف دیگر کنجکاوی سیری‌ناپذیری برای دسترسی به همه مظاهر عالم هستی. وی در آثار خود انگلستانی را توصیف می‌کند که درچهارراه قرون و اعصار قرار گرفته است، در قرن ملکه ویکتوریا که دانش را جانشین خدا ساخت تا تجددطلبی عصر حاضر که نه به دانش ایمان دارد و نه به خدا. قهرمانان آثار هاکسلی میان واقعیتها و چیزهای نامعلوم و مبهم در نوسانند و در پی آنکه وجود خود را کمال بخشند و در ورای قوانین اخلاقی واندیشه‌های تحمیلی زمان به شخصیت خود ثباتی دهند و خود را با جریان تدریجی جهان هماهنگ سازند.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...