مجلد جدید مجموعه «شخصیت‌های مانا» انتشارات سوره مهر، به زندگی و آثار عبدالحسین حائری اختصاص دارد.

شخصیت‌های مانا عبدالحسین حائری نوشته سیاوش شوهانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بیست‌وپنجمین جلد مجموعه پژوهشی «شخصیت‌های مانا» که درباره زندگی و آثار بزرگان و مفاخر فرهنگی کشور منتشر می‌شود، با موضوع زندگی و احوال عبدالحسین حائری نوشته سیاوش شوهانی توسط انتشارات سوره مهر منتشر و راهی بازار نشر شده است.

تاکنون زندگی‌نامه بزرگانی چون سیدجعفر شهیدی، سیدمحمد فرزان، مجید شریف واقفی، سلمان هراتی، بهاءالدین محلاتی، سیداحمد خمینی، سید غلامرضا سعیدی، سید محمدعلی داعی الاسلام و طاهره صفارزاده، قیصر امین‌پور و ... در قالب این‌مجموعه منتشر شده است.

مجموعه پژوهشی شخصیت‌های مانا توسط دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری منتشر می‌شود. گروه پژوهش شخصیت‌های مانا، اردیبهشت سال ۸۸ تشکیل شد و با استفاده از پرونده‌هایی که در بایگانی «فرهنگ نام‌وران معاصر» حوزه هنری وجود دارد، به زندگی‌نامه افرادی که گمنام و یا کمتر شناخته شده هستند اما فعالیت‌های سیاسی، علمی، اقتصادی و هنری زیادی در انقلاب داشته‌اند، می‌پردازد.

سیاوش شوهانی در جدیدترین عنوان این‌مجموعه به بررسی ابعاد مختلف زندگی زنده‌یاد حائری کتاب‌شناس، فهرست‌نگار و نسخه‌پژوه ایرانی پرداخته است. او اول شهریور ۱۳۹۴ در سن ۸۸ سالگی درگذشت.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...