کاشان، زمستان امسال فصل پایانی پایتختی یک ساله کتاب را سپری می‌کند؛ اما مسئولان و مردم این شهر با راه‌اندازی دبیرخانه دائمی پایتخت کتاب ایران تصمیم دارند فارغ از  این عنوان فعالیت‌های‌شان در ترویج کتابخوانی را دنبال کنند و فعالیت‌های متعدد اجتماعی، زیست محیطی، فرهنگی و هنری را با محوریت کتاب در فضاهای مختلف شهری و آموزشی و فرهنگی دنبال کنند.

به گزارش مهر، یکی از اقدام‌های ابتکاری خلاقانه و پیوند محیط زیست با کتاب اجرای طرح «پسماند بازیافتی بده بن کتاب بگیر» بود. بر اساس این ایده که با کمک شهرداری و فعالان زیست محیطی در شهر ِ کاشان اجرا شده است؛ به شهروندانی که پسماندهای خشک عمدتا کاغذ باطله، کتاب‌های مندرس و دیگر اقلام کاغذی را با مراکز دریافت پسماند بدهند بن کتاب دریافت می‌کنند  و به گفته سعید ابریشمی‌راد شهردار کاشان با هم‌آهنگی‌ها انجام شده با مراکز آموزشی اعم از دبیرستان‌ها و مدارس به ازاء هر دو کیلو کاغذ باطله و کتاب مندرس تا سقف دو هزار تومان بن کتاب در اختیار افراد قرار می‌گیرد. این طرح با اقبال خوب شهروندان کاشانی خاصه نوجوان‌های این چهارمین پایتخت کتاب ایران همراه شده است.

روایت عریان رویارویی صدر است با مرگ... پیش از این با ایستادن در بالکن خانه مهرناز به دریا خیره می‌شدی، نفس‌های عمیق می‌کشیدی و از تماشای پهنه بی‌کرانش لذت می‌بردی. اما حالا بی‌تفاوت شده‌ای. نه به‌درستی طلوع خورشید را می‌بینی و نه غروبش را... خودنمایی یک تنهایی تمام‌نشدنی... زمان در تمام کتاب کند و سنگین می‌گذرد و می‌تواند مخاطب را در تجربه لحظات بحرانی با نویسنده همراه کند... حالا در لحظات مرگ سرخوشانه به زندگی آری می‌گوید ...
جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...