«مارگارت اتوود» نویسنده نامدار برنده جایزه بوکر به عنوان برنده جایزه یک عمر دستاورد ادبی «صلح دیتون» [dayton literary peace prize] معرفی شد.

دستاورد ادبی صلح دیتون به اتوود رسید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا ، «مارگارت اتوود» نویسنده مشهور کانادایی و خالق آثار ادبی تحسین‌شده‌ای همچون «وصیت‌ها» که آینده‌ای دیکتاتوری و ترسناک را برای ایالات متحده به تصویر می‌کشد امسال به عنوان برگزیده جایزه یک عمر دستاورد ادبی «صلح دیتون»، جایزه‌ای برای گرامی‌داشت قدرت ادبیات در حمایت از صلح، عدالت اجتماعی و درک جهانی انتخاب شد.

به این ترتیب، مسوولان برگزاری جایزه ادبی صلح دیتون اعلام کردند، جایزه «سی ریچارد هولبورگ» به «مارگارت اتوود»، نویسنده و معلم کانادایی اهدا می‌شود.

«اتوود» نخستین کتاب خود را که یک کتاب شعر بود در سال ۱۹۶۱ به چاپ رساند. «چشم گربه»(۱۹۸۸)، «الیاس گریس»(۱۹۹۶)، «آدمکش کور»(۲۰۰۰) و سه‌گانه «مدآدام»(۲۰۱۳-۲۰۰۳) از دیگر آثار این نویسنده هستند.

رمان «وصیت‌ها» که در سال ۲۰۱۹ به چاپ رسید و در حقیقت دنباله‌ای برای رمان «سرگذشت یک ندیمه» بود به سرعت به یکی از رمان‌های پرفروش تبدیل شد.

به برنده جایزه یک عمر دستاورد ادبی دیتون ۱۰هزار دلار اهدا می‌شود. «تیلور برنچ»، «الی ویسل»، «گلوریا استاینم» و «استاد ترکل» از برندگان پیشین این جایزه هستند.

مراسم اهدای جوایز این جایزه ادبی که در ابتدا برای اکتبر برنامه‌ریزی شده بود به دلیل شیوع ویروس کرونا به بهار ۲۰۲۱ موکول شد. در این مراسم ضمن اهدای جایزه یک عمر دستاورد ادبی به «اتوود»، از برندگان بخش‌های رمان و اثر غیرداستانی این جایزه ادبی که نامزدهای نهایی آن ماه آینده مشخص می‌شوند، تجلیل خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...