یکی از داستان‌های کوتاه کتاب "داستان‌های شهر جنگی" نوشته حبیب احمدزاده برنده یک جایزه ادبی در کشور انگلیس شد.

به گزارش مهر، ترجمه انگلیسی داستان کوتاه "نامه‌ای به خانواده سعد" اثر حبیب احمدزاده، جایزه سوم ادبی "رایتینگ فورج" انگلیس را بدست آورد.

برگزارکنندگان این مسابقه در سایت خود چنین نوشته‌اند که در بررسی داستان‌هایی از پنج قاره جهان به جز قطب جنوب انجام شده، سه داستان با کیفیت را به علت مفاهیم فوق‌العاده، تنوع عناصر، سبک خوب نگارش و ایجاد جهان داستانی قانع کننده به عنوان جوایز این دوره خود برگزیده‌اند.
 
داگلاس بروتون با داستان "the piano tuner"، اندرو اسکات با داستان " I peel the clouds away" و حبیب احمدزاده با داستان "a letter to the sad family" سه برگزیده این جایزه هستند.
 
داستان احمدزاده در کتاب "داستانهای شهر جنگی" توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
 
تاکنون داستان "نامه ای به خانواده سعد" به سه زبان انگلیسی، عربی و فرانسه ترجمه شده و ترجمه انگلیسی آن در کتابی با نام "City Under Siege" در کشور آمریکا چاپ و در معرض فروش گذاشته شده است.
 
هر سه داستان کوتاه برگزیده شده در سایت این رقابت ادبی با آدرس  http://writingforge.co.uk/writing-forge-competition-result.asp قرار داده شده است.

ویژگی بارز این اثر بیان اختلافات و جناح‌بندی‌های درونی میان فقهای مشروطه است... نگاه کسروی در وقایع نگاریِ مسائل مشروطه و شهر تبریز، اجتماعی است... نزدیکی احتشام‌السلطنه با خانواده‌های قجری باعث شده نقدهای او به اخلاق و منش این خاندان دست اول و خواندنی شود... آدمیت نگاهی نخبه گرایانه دارد... مجموعه مقالات انقلاب مشروطه، چاپ دانشگاه آکسفورد... ...
"ته دیگ" همیشه در آخرین لایه از ظروف تهیه و پخت غذای ایرانی (قابلمه) قرار داده می‌شود و تقریبا تمام ایرانی‌ها متفق‌القول هستند که بایستی بافت آن ترد و به رنگ طلایی مایل به قرمز باشد... در فرهنگ غذای ایرانی از برنج به طور کلی به 2 صورت استفاده می‌شود که یکی ترکیب کردن آن با دیگر مواد غذایی است و به آن پلو می‌گویند و دیگری برنجی است که با کره و زعفران تهیه می‌شود و آن را چلو خطاب می‌کنند. ...
بورسا یکی از آن صداهای معترضی است که شرایط بد دوران خودش را در سرزمینش فریاد می‌زند... بورسا و کافکا بسیار به همدیگر شباهت دارند... هنرمند لهستانی حاضر است هر درد و بیماری‌ای داشته باشد اما لهستانی نباشد... اثری که حالا پیش روی ماست عصاره تفکر خام یک انسان است... در ایران همه دوست دارند در کمترین زمان بیشترین سود را از ترجمه‌ اثر ببرند... سراغ نویسنده‌هایی می‌رویم که قبلا معرفی شده‌اند و فروش آثارشان در ایران تضمین شده است. ...
نگاه كازانتزاكيس به مسائل سياسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در چين و ژاپن، در روزهای اوج اختلاف ميان چين و ژاپن، روزهايی كه چين در سرازيری سقوط قرار دارد... اروپاييان تفنگ و سفليس و توتون و تجارت برده‌شان را نيز بدين سرزمين بكر (ژاپن) بردند... و هزاران ژاپنی درون كشتی‌ها بار شدند و به عنوان برده در بازارهای دوردست جهان به فروش رسيدند... همه‌چيز از روح بيرون می‌آيد، از لغزنده‌ترين و توصيف‌ناپذيرترين ماده می‌گذرد و دوباره به روح بازمی‌گردد ...
فکر کنم اگر بخواهی کسی رو دوست داشته باشی، اول باید از سنگر کتابهات بیای بیرون، تا بتونی طرفت رو «درست» ببینی... پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار، جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو... نسخه‌ی ایرانی «شبهای روشن» از نسخه‌ی ایتالیایی فیلم _ که پوستر آن در بسیاری از صحنه‌های داخلی از کادر خارج نمی‌شود!_ به مراتب بهتر، عاشقانه‌تر و سینمایی‌تر است. ...