به گزارش هنرآنلاین، کتاب اول و دوم «هفتاد و دو مشق تنبور» شامل دورۀ مقدماتی به همراه سی‌دی تألیف رامتین کاکاوندی، نوازنده و آهنگساز ایرانی از سوی انتشارات سرود منتشر شد.

رامتین کاکاوندی نوازنده تنبور و آهنگساز درباره تألیف این کتاب بیان کرد: کنفوسیوس درباره موضوع آموزش سخنی دارد با این مضمون که «هر جامعه‌ای در آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری کند، هرگز ورشکسته نخواهد شد» و به‌یقین آموزش مقدماتی به دلیل پایه‌ای بودن، نقش مبنایی در تعلیم بر عهده دارد. همین مسئله، دغدغه برایم پدید آورد که به مبحث آموزش مقدماتی تنبور بپردازم که ماحصل این انگاره، به تحریر درآوردن کتاب هفتاد و دو مشق تنبور، کتاب اول و دوم انجامید.

کاکاوندی با اشاره به کتاب اول گفت: در کتاب اول سعی شد از همان ابتدا، مسئلۀ تئوری موسیقی تا قسمتی که برای ابتدای امر احتیاج است به شکل کامل پرداخته شود و اصول صحیح یادگیری آرتیکولاسیون‌هایی که با موزیکالیته‌ای که باید از صدای تنبور برآید مغایرت نداشته باشد و مواجه با اتودهایی که ازلحاظ فواصلی و ریتمی، حس موسیقی مقامی را در خود مستتر داشته باشد، اما به‌یک‌باره هنرجویِ ابتدایی را، رویاروی با فضای دشوار فواصل، ادوار، ریتم، فلسفی مقام نکند.

وی در مورد کتاب دوم بیان کرد: در کتاب دوم، هنرجو به سبب احاطه‌ای که با ممارست کسب کرده و اشراف مبنایی که پدید آمده با فواصل و مقوله‌ای به نام ad libitum یا nonmetric به معنای دلبخواه‌نوازی آشنا می‌شود که به بیان امروزی ریتم منعطف، خم‌گیرنده یا مترِ آزاد است؛ و نرم نرمک سوق می‌یابد به مقام‌نوازی، که پس از درنوردیدن در منزلگاه نخست که کتاب "هفتاد و دو مشق تنبور" است به وادی دوم رجعت کرده و اندیشۀ خویش را به دست‌آویز کتاب "هفتاد و دو مقام تنبور" برای سطح متوسطه کامل  کند.

این نوازنده تنبور با اشاره به آثار آینده خود توضیح داد: کتابی دیگر در دست انتشار دارم با نام "هفتاد و دو مبنای تنبور" با موضوع مبانی نظری موسیقی مقامی تنبور که در آن مکتوب به مسئلۀ آنالیز و بررسی مقام‌ها از طریق ابزارهای بستر صوتی، نغمه، بُعد، اقسام بُعد، تریکورد، تتراکورد، پنتاکورد و نحوۀ قرارگرفتن نت‌های آغاز، شاهد، ایست پرداخته‌ام. می توان گفت سه کتاب "هفتاد و دو مشق تنبور"، "هفتاد و دو مقام تنبور" و "هفتاد و دو مبنای تنبور"، مجموعه‌ای برای آموزش از دوره‌های مقدماتی، متوسطه و پیشرفته را در بر می‌گیرد.

کاوندی تاکنون آلبوم‌های "پلی به سوی خورشید"، "آمد، ندید، برفت"، "یادگار روزگار تار"، "مرنو"، "ضرب‌آهنگ"، و کتاب‌های "شیوۀ نوین آموختن دف، دورۀ مقدماتی تا متوسطه"، "مروارید مست بیداری، 10 قطعه برای تار و سه‌تار"، "خوف درۀ خاموش، هفت قطعه برای سه‌تار"، "همزاد همرنگ هراس، دونوازی دف، دورۀ عالی در ژانر وحشت" را منتشر کرده است. از او سال گذشته کتاب "هفتاد و دو مقام تنبور" منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...