کتاب مصور «ماجراجویان بزرگ» [Great adventurers] نوشته الستر هامفریز [Alastair Humphreys] با ترجمه لیدا هادی منتشر شد.

ماجراجویان بزرگ» [Great adventurers] نوشته الستر هامفریز[Alastair Humphreys] با ترجمه لیدا هادی

به گزارش کتاب نیوز، الستر هامفریز، نویسنده و ماجراجوی اهل انگلستان، در این کتاب، روایت زندگی قهرمان‌های ماجراجویی‌‌اش را تعریف می‌کند. تعدادی از تأثیرگذارترین، عجیب‌ترین و الهام‌بخش‌ترین جهانگردها: اولین افرادی که با فضاپیما به ماه سفر کرده‌اند، با ژرف‌پیما به اعماق اقیانوس رسیده‌اند، با هواپیمای تک‌نفره بر روی اقیانوس اطلس پرواز کرده‌اند، با ویلچر دنیا را گشته‌اند و کسانی که ناممکن‌ها را ممکن کرده‌اند. ماجراجویانی که هامفریز سرگذشت‌شان را نوشته به هیچ عنوان به جنسیت، ملیت، دین، رنگ پوست یا حتی دوره‌ی تاریخی‌ای محدود نشده‌اند؛ او هم از سفرهای اعجاب‌انگیز ابن‌بطوطه‌ی قرن چهاردهمی حرف زده و هم از ماجراهای امیلیا اِرهارت و ثور هِیِردال.

از این نویسنده پیش‌تر مجموعه‌ی «پسری که دور دنیا را رکاب زد» منتشر شده است که و با استقبال خوب مخاطبان تاکنون به چاپ هفتم رسیده است.

ماجراجویان بزرگ» [Great adventurers] نوشته الستر هامفریز[Alastair Humphreys] با ترجمه لیدا هادی

کتاب «ماجراجویان بزرگ» در سال ۲۰۱۹ برنده‌ی جایزه‌ی کتاب سفر کودکان Ordnance Survey از بنیاد ادوارد استنفورد و جایزه‌ی ALCS Educational Writer شده است و همان سال در فهرست اولیه‌ی نامزدهای جایزه‌ی Blue Peter Book و فهرست نامزدهای نهایی جایزه‌ی Teach Primary Book قرار داشته است.

کتاب مصور «ماجراجویان بزرگ؛ سفرهای باورنکردنی ۲۰ جهانگرد شگفت‌انگیز» به قلم الستر هامفریز و تصویرگری کوین وارد، در 96 صفحه تمام رنگی و جلد سخت، با قیمت 38هزار تومان توسط واحد کودک و نوجوان نشر اطراف منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...