مجموعه هشت‌جلدی «تصمیم بگیر، عمل کن!» برای کودکان منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این مجموعه به نویسندگی اِلیسِندا روکا با ترجمه لیلا مینایی و تصویرگری کریستینا لوسانتوس، هر کدام در ۴۸ صفحه با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و بهای ۲۰ هزار تومانی در انتشارات فاطمی (کتاب طوطی) عرضه شده است.

«ورود اشباح ممنوع!»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم از تاریکی نترسیم)، «ما سه‌تا بوگندو نیستیم»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم تمیز و پاکیزه باشیم)، «سلام! ممنون! خدافظ!»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم مودب باشیم)، «مال خودمه!»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم وسایلمان را با دیگران قسمت کنیم)، «بزن! بزن»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم با دیگران همزیستی کنیم)، «راست یا دروغ؟»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم راستگو باشیم)، «روشن خاموش!»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم مدام توی گوشی نباشیم) و «می‌خری برام؟»(داستانی برای این‌که یاد بگیریم پس‌انداز کنیم) کتاب‌های مجموعه «تصمیم بگیر، عمل کن!» هستند.

در نوشته پشت جلد این‌ کتاب‌ها هم آمده است: دنیا پر از قشنگیه، نگاه کن
نشین یه‌جا، باید که از جات پاشی
بهتر شدن آسونه خیلی، اما
باید تو هم بخوای که بهتر باشی

بنا بر اعلام ناشر، حق ترجمه، استفاده از تصاویر و انتشار کتاب به زبان فارسی در ایران و سایر کشورها به صورت انحصاری طبق قرارداد با ناشر اصلی و از طریق آژانس ادبی کیا به انتشارات فاطمی واگذار شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...