«عکاسی در باستان‌شناسی و نگاهی به عکاسی مردم‌نگاری» نوشته ندا حسین طهرانی از سوی انتشارات پازینه روانه کتابفروشی‌ها شد. یکی از ویژگی‌های این کتاب، ارائه تاریخچه‌ای از عکاسی باستان‌شناسی در ایران است.

به گزارش ایبنا، نشر پازینه کتاب «عکاسی در باستان‌شناسی و نگاهی به عکاسی مردم‌نگاری» نوشته ندا حسین طهرانی را منتشر کرد.

نویسنده در 20 فصل به آموزش عکاسی از محوطه‌های باستانی، اشیا داخل موزه‌ها، عکاسی باستان‌شناسی از زیرآب، عکاسی مردم‌نگارانه و... پرداخته است. «تاریخچه عکاسی» عنوان فصل نخست کتاب است. ندا حسین طهرانی در این فصل ضمن بیان چگونگی ابداع عکاسی، به شرح مختصری از تاریخ عکاسی باستان‌شناسی می‌پردازد. ارائه تاریخچه‌ای از عکاسی باستان‌شناسی در ایران، یکی از مباحثی که برای نخستین بار در این کتاب به آن پرداخته شده است.

«آشنایی با لوازم اولیه عکاسی، عملکرد و نحوه نگه‌داری» و «انتخاب دوربین مناسب در عکاسی باستان‌شناسی» به ترتیب عناوین فصل‌های دوم و سوم کتاب است. با توجه به این نکته که عکاسی حرفه‌ای از محوطه‌های باستانی، نیاز به ماندن روزهای پیاپی در این محوطه‌هاست که معمولاً از امکانات چندانی برخوردار نیستند، مطالب ارائه شده در این دو فصل از اهمیت بسیاری برخوردار است. عکاسان می‌توانند با مطالعه این فصل‌ها خود را برای عکاسی بدون دغدغه از محوطه‌های باستانی آماده کنند.

عنوان‌های دیگر فصول این کتاب به ترتیب به این شرح است: «ساختار کلی دوربین و نحوه عملکرد یک دوربین به زبان ساده»، «لنزهای مناسب در عکاسی باستان‌شناسی»، «فیلترهای مناسب در عکاسی باستان‌شناسی»، «عکاسی از محوطه‌های باستانی»، «عکاسی در موزه‌ها و اشیا داخل ویترین»، «عکاسی معماری»، «عکاسی باستان‌شناسی زیر آب»، «عکس‌برداری هوایی از محوطه‌های باستانی»، «عکاسی مردم‌نگاری»، «عکاسی پانوراما»، «عکاسی مادون قرمز»، «ماکروگرافی»، «فوتومیکروگرافی»، «عکاسی از اشیا»، «ذخیره عکس با فرمت‌های مختلف، نمایش و نگه‌داری از عکس‌ها»، «برنامه فتوشاپ» و «برنامه کورل».

نویسنده در بخشی از پیش‌گفتار خود بر این کتاب نوشته است: «کتاب حاضر با هدف دستیابی به مناسب‌ترین و ساده‌ترین راه‌کارها اصول، فنون و روش‌های مؤثر عکاسی در پژوهش‌ها، کاوش‌ها و آثار باستانی در اختیار باستان شناسان قرار می‌دهد. یک بخش از کتاب به عکاسی مردم‌نگاری اختصاص‌یافته است که امید است این بخش برای مردم‌شناسان درزمینه پژوهش‌های مردم‌نگاری نیز سودمند واقع شود. عکاسی یکی از مهم‌ترین روش‌هایی است که به‌وسیله آن، یک باستان‌شناس و مردم‌نگار می‌توانند تمام جنبه‌های کار میدانی خود را به شکل روزانه ثبت کنند. به دلیل مستند و عینی بودن عکس، از آن به‌عنوان یک مدرک علمی در محوطه‌ها و حفاری‌ها و همچنین اسناد تاریخی استفاده می‌شود.»

«عکاسی در باستان‌شناسی و نگاهی به عکاسی مردم‌نگاری» نوشته ندا حسین طهرانی با شمارگان هزار نسخه، 355 صفحه و بهای 45 هزار تومان از سوی انتشارات پازینه منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...