نشر قطره برای حمایت از کتاب‌فروشی‌ها طرح «کتاب اجاره‌ای» را اجرا کرده است.

سونیا قدمی - مسئول بخش فروش نشر قطره - درباره طرح «کتاب اجاره‌ای» این نشر، به ایسنا گفت: این طرح برای حمایت از کتاب‌فروشی‌ها از دی‌ماه سال گذشته آغاز شده و شامل کتاب‌های نشر قطره است. در این طرح ما کتاب‌های‌مان را با  تخفیف صد درصد و در واقع به صورت هدیه به کتاب‌فروشی‌ها می‌دهیم که شامل حدود ۱۲۰ عنوان کتاب است.

او افزود: درا ین طرح مشتری‌ها کتاب را با مبلغ پشت جلد کتاب خریداری می‌کنند و بعد از خواندن کتاب، اگر آن را سالم برگردانند، کتاب‌فروشی ۸۵ درصد از قیمت پشت جلد کتاب را به مشتری پرداخت می‌کند و ۱۵ درصد مابقی را برای خود نگه می‌دارد. با این‌ کار مخاطب فقط ۱۵ درصد قیمت کتاب را پرداخت می‌کند و کتاب‌فروشی هم سودی می‌برد.

او درباره شروع این طرح و تعداد کتاب‌فروشی‌های عضو آن بیان کرد: این طرح از تعدادی از کتاب‌فروشی‌هایی که ما می‌شناختیم و از تهران شروع شد. طرح‌مان را در شبکه‌های اجتماعی معرفی کردیم و بعد یک‌سری از کتاب‌فروشی‌ها تماس گرفتند که ما می‌خواهیم در این طرح باشیم. بررسی‌ کردیم و در صورت موافقت مدیر نشر، به آن‌ها کتاب دادیم، اما سعی‌مان این بود که در هر استان یک کتاب‌فروشی در این طرح باشد و کتاب‌های ما را داشته باشد. در حال حاضر ۲۰ کتاب‌فروشی در سطح کشور کتاب اجاره‌ای دارند. در تهران نیز چند کتاب‌فروشی وجود دارد، البته این طرح ابتدا از تهران شروع شده است.

علاقه‌مندان به کتاب می‌توانند در تهران از کتاب‌فروشی‌های آرتامیس، لارستان، دف، افرا کتاب و کافه‌کتاب کتاب اجاره‌ای بگیرند. همچنین کتاب‌فروشی‌های کتاب زمان در اصفهان، فرهنگ در ایلام، دهخدا در تبریز، طاعتی در رشت، خلاق در سمنان، نالی در سنندج، امیراکتاب در شیراز، کتاب شهر در کرمانشاه، رها در کردستان، هرمس در مریوان، کلیدر در نیشابور، چشمک در یزد، پاراگراف در کرج، کتاب اردکان در یزد، خانه کتاب بوشهر در بوشهر عضو این طرح هستند.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...