مدیر مرکز سعدی‌شناسی برنامه های یادروز سعدی را در شیراز اعلام کرد.

مدیر مرکز سعدی‌شناسی در گفتگو با مهر، با اشاره به برگزاری مراسم یادبود روز سعدی در اول اردیبهشت ماه در شیراز گفت: با توجه به اینکه برپایه تقسیم بندی دهه سعدی‌ شناسی امسال به نام "گلستان"سعدی‌ نامگذاری شده، سخنرانی های علمی این همایش نیز پیرامون این اثر سترگ سعدی‌شیرازی خواهد بود.

"کوروش کمالی سروستانی" درباره برنامه‌های یادروز سعدی‌ عنوان کرد: «در مراسم علمی یادروز سعدی‌، آیت الله حائری شیرازی، غلامحسین دینانی پیرامون "حکمت در گلستان سعدی‌"، محمد یوسف نیری پیرامون "لطایف عشق عرفانی در گلستان"، علی محمد حق شناس پیرامون "شجره های ممنوعه در گلستان سعدی"، میرجلال الدین کزازی پیرامون "سعدی‌ و لافونتن"، سعید حمیدیان درباره "تشنیع های ناروا به سعدی‌"، حسن میرعابدینی درباره " تاثیر گلستان در داستان نویسی معاصر ایران"، کامیار عابدی درباره " اشاره ای چند به تاثیر گلستان سعدی بر شاعران و قلمزنان ادبی و فرهنگ ایران در سده بیستم میلادی"، محمد قراگوزلو پیرامون "نظریه انحطاط به روایت سعدی‌ و ابن خلدون" و محمود عبادیان پیرامون "حکایتهای گلستان سعدی‌ از منظر مناسبت عنصر نثر و نظم آنها" سخنرانی خواهند کرد.»

کمالی یادآور شد: «علاوه بر سخنرانان مذکور، مظاهر مصفا و اصغر دادبه از سعدی‌پژوهان برجسته کشور نیز در این مراسم حضور خواهند داشت.»

وی ضمن تشریح برنامه های جنبی یاد روز سعدی‌ گفت: «انتشار دفتر یازدهم سعدی‌شناسی، انتشار کتاب "گلستان واره" که به بررسی بیش از 70 اثر تالیف شده به تقلید گلستان می پردازد، انتشار کتاب "گلستان خوشخوان" بر اساس چاپ استاد فروغی، چاپ پوستر و کارت حکایتهای گلستان، نمایشگاه خط و نقاشی علیرضا کریم پور، گلباران آرامگاه سعدی‌ و بازدید رایگان از آرامگاه شیخ در روز اول اردیبهشت از جمله این برنامه های یاد روز سعدی‌ است.»

مدیر مرکز سعدی‌شناسی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تشریح کارنامه انتشار آثار سعدی‌ در سال گذشته عنوان کرد: «در این سال در مجموع 83 عنوان کتاب در شمارگان 281هزار و 300 نسخه با موضوع سعدی‌ منتشر شده است.»
 

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...