برگزیدگان دومین دوره جایزه کتاب سال شعر جوان با عنوان جایزه قیصر امین‌پور مشخص شدند و جوایز خود را دریافت کردند. 

به گزارش فارس، مراسم پایانی دومین دوره جایزه کتاب سال شعر جوان با عنوان جایزه قیصر امین‌پور عصر روز سه شنبه 28 آبان در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد و جوایز برگزیدگان اهدا شد.
بر این اساس کتاب «رنگها و سایه‌ها» اثر مهدی مظفری ساوجی رتبه اول، «من گرگ خیالبافی هستم» اثر الیاس علوی نفر دوم و «من زندان توام یونس» رتبه سوم را کسب کردند.

همچنین «خورشید در عبای تو پیچیده است» اثر مرتضی حیدری حال کثیر «خوش بحال آهوها» اثر پانته‌آ صفایی، «ترانه ماهی‌ها» اثر کبری موسوی قه فرخی و «هر لبت یک کبوتر سرخ است» اثر غلامرضا طریقی بعنوان آثار تقدیری معرفی شدند.

سعید بیابانکی، محمدرضا عبدالملکیان، سید علی میر باذل، مستون امینی، منوچهر حسن زاده، محمود معتقدی، موسی بیدج، فاطمه راکعی، محمدعلی بهمنی و زیبا اشراقی جوایز برگزیدگان را اهدا کردند.

به نفرات اول تا سوم به ترتیب 6 ، 4 و 2 سکه بهار آزادی از سوی دفتر شعر جوان اهدا شد و به تقدیری‌ها 1 سکه بهار‌ آزادی تعلق گرفت.
همچنین یک سکه تمام بهار آزادی به برگزیدگان و سکه نیم بهار آزادی به تقدیری‌ها از سوی یک انتشارات همراه با پکیج کتاب‌های شعر به آنها اهدا شد و موسسه خانه کتاب نیز یک مجلد شاهنامه و یک مجلد مثنوی معنوی به این 7 نفر اهدا کرد.
محمدباقر قالیباف شهردار تهران نیز به هر یک از این 7 نفر مبلغ 100 هزار تومان بن خرید کالا هدیه داد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...