"اسکار وایلد" - نمایش‌نامه‌نویس و نویسنده‌ی نام‌دار ایرلندی - به‌عنوان بزرگ‌ترین بذله‌گوی بریتانیا انتخاب شد.

وایلد در نظرسنجی انجام‌شده از سه‌هزار دوست‌دار طنز و کمدی، 20درصد از آرا را کسب کرد و بالاتر از "اسپایک میلیگان" - کمدین معروف - قرار گرفت، که بر روی سنگ قبرش این نوشته به‌چشم می‌خورد: «من به شما گفته بودم بیمارم».

در این فهرست، "وینستون چرچیل" - سیاستمدار انگلیسی - به‌دلیل اظهارات تحقیرآمیز معروفش در رتبه‌ی پنجم قرار گرفته است.

"نوئل کوارد" - نمایش‌نامه‌نویس - هم در رتبه‌ی هفتم ایستاده است. او زمانی درباره‌ی شوخ‌طبعی گفته بود: «بذله‌گویی مانند خاویار گران‌بهاست. هرگز آن را مثل مربای پرتقال پخش نکنید.»

به گزارش ایسنا به نقل از رویترز، همچنین "مارگارت تاچر" - نخست‌وزیر انگلیس در سال‌های گذشته - که بیش‌تر برای شخصیت قاطعش معروف است تا برای گفته‌های طنزآمیز، بالاترین رتبه را در میان زنان انتخاب‌شده کسب کرد و در رتبه‌ی دوازدهم ایستاد.

همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را یاغی می‌کند... مکتب‌داران تبریز، این رقیب تازه‌نفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند... متهم به فعالیت‌های ضد دینی شد... پیش از او، تحصیل دانش، ویژه‌ی طبقه‌ی مرفه بود... ۲۷ جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسی‌زبان نوشت... بیشتر مدارس او در زمان حیات او تعطیل یا ویران شدند... یکی از ده شخصیت تأثیرگذار و سرنوشت‌‌ساز تاریخ معاصر ایران ...
آقای رئیس جمهور رمان دیکتاتوری است نه رمان دیکتاتور. انتقادی است از فقر (مردم کشور همه فقیرند) و خیانت (هر شهروندی خانواده‌اش را انکار می‌کند) و فساد (وجدانها پست و مبتذل است) که این نظام بی‌حاصل که نمی‌تواند به انجام دادن کاری مثبت به نفع کسی افتخار کند به بار می‌آورد. به همین جهت خواننده از همان ابتدا احساس خفگی می‌کند و این فشار مرتباً شدت می‌یابد و هنگامی که رمان در آخرین فصل خود موسوم به «زنده مدفون» به اوج خود می‌رسد، این احساس به خفقان نزدیک می‌شود. ...
حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...