انجمن بین‌المللی پن "سینتیا اوزیک" داستان‌نویس آمریکایی را به عنوان برنده دو جایزه معتبر خود معرفی کرد.

این نویسنده به خاطر یک عمر تلاش در عرصه داستان‌نویسی جایزه ولادیمیر ناباکوف انجمن پن به ارزش 20 هزار دلار و جایزه داستان کوتاه "برنارد مالامود" را به ارزش پنج هزار دلار دریافت می‌کند.

هیئت داوران جایزه ناباکوف در بیانیه خود اعلام کرد: تخیل حیرت انگیز، فهم بالا و میل بی پایان اوزیک برای بیان حقیقت باعث شد تا ما به طور مشترک به این نتیجه برسیم که این نویسنده شایستگی دریافت جایزه را دارد.

هیئت داوران جایزه مالامود هم در بیانیه‌ای جداگانه اعلام کرد: امروز هیچ نویسنده آمریکایی از نظر سبک و روح نوشتاری به اندازه "سینتیا اوزیک" به مالامود نزدیک نیست.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، اوزیک در سال 1928 در نیویورک به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در رشته ادبیات انگلیسی به پایان برد و اولین رمانش را با نام "اعتماد" در سال 1966 منتشر کرد. وی با نوشتن رمان "وارث دنیای تاریک" در سال 2004 به شهرت رسید.
 

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...